تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
شخصيه است ، يعنى از امورى است كه صدقش بر افراد كثيره ممنوع است . مثل : عدالت زيد كه قبلا متيقّن بود و لكن اكنون كه مشكوك البقاء است آن را استصحاب نموده و آثار شرعيّه عدالت زيد را برآن مترتب مىكنيم . فى المثل : اگر مرجعيت دارد مىتوانيم از او تقليد كنيم و يا اگر امام جمعه يا جماعت است به او اقتدا كنيم و يا اگر در محكمه بعنوان شاهد احضار شد ، شهادتش را قبول كنيم . 2 - و گاهى مستصحب و يا متيقّن سابق ما يك امر عام و كلّى است ، يعنى امرى است كه قابل صدق بر كثيرين است ، اجراى استصحاب در اين قسم به نام استصحاب كلّى معروف است . به عبارت ديگر : اگر در موردى فرضا تحقّق اصل كلّى در زمان سابق براى ما مسلّم و متيقّن بود و در زمان لاحق ، شكّ در بقاء همان كلّى نموديم ، اجراى استصحاب كلّى مىكنيم . الحاصل : يك وقت شما شكّ مىكنيد در يك شىء و يا به تعبير ديگر يك مستصحب شخصى مثل اينكه : يقينا مىدانيد كه زيد ديروز حيات داشت ، لكن اكنون شكّ داريد كه آيا او امروز هم حيات دارد يا كه نه مرده است ؟ در اينجا كه مستصحب يك امر جزئى و شخصى است يعنى حيات زيد استصحاب مىشود و هر آثارى كه قبلا برآن مترتب مىكرديم مثل نفقهء زوجه‌اش ، اكنون هم آن را مترتب مىكنيم . امّا گاهى آن مستصحبى كه ما روى آن شكّ مىكنيم از كليات است ، يعنى شكّ در بقاء امر كلّى است . * استصحاب كلّى بر چند قسم است ؟ به سه قسم است : استصحاب كلّى قسم اوّل ، استصحاب كلّى قسم دوّم ، استصحاب كلّى قسم سوّم . * منشا شكّ در بقاء كلّى چيست و يا بر چند نوع است ؟ بر سه نوع است : 1 - گاهى شكّ ما در بقاء كلّى به جهت شكّ در بقاء همان فرد اولى است كه كلّى در ضمن آن فرد موجود شد . به عبارت ديگر : گاهى ما يقين داريم كه اين كلّى در ضمن فردى از افراد محقّق شده است و لكن اكنون در بقاى آن كلّى شكّ داريم به لحاظ اينكه شكّ داريم كه آيا آن فرد معينى كه كلّى در ضمن آن محقّق شده بود باقى است يا نه ؟ و لذا سخن از تكرار افراد و يا تردّد ميان اين فرد و