مىشود چونكه از آثار آن است .
به اينكه : ارتفاع قدر مشترك از لوازم آن است كه حادث ، همان چيزى است كه يقينا رفع گرديده ، و از لوازم حادث نشدن چيز ديگرى نيست ، بله لازمهء حادث نشدن ، همان وجود نداشتن چيزى است كه در ضمن آن است ؛ چيزى كه در ضمن آن وجود دارد همان قدر مشترك در زمان دوّم است ، نه از بين رفتن قدر مشتركى كه ميان دو چيز قرار دارد و ميان آنها فرق آشكارى وجود دارد ؛ لذا در مثال پيشين گفتهايم كه احكام عدم جنابت برآن مترتب مىشود .
* * *
تشريح المسائل
* مقدمة بفرمائيد موضوع بحث در اين بخش چيست ؟
تنبيهات استصحاب است .
به عبارت ديگر : علماء اصول پس از اينكه اقوال در باب استصحاب را طرح و بررسى مىكنند در خاتمه مطالبى را به عنوان تنبيهات استصحاب مىآورند و در اين تنبيهات از مسائل مهمهاى كه داراى فوائد فقهيّه و اصوليّه است سخن مىگويند ، و لذا جناب شيخ نيز دوازده تنبيه در كتاب شريف رسائل آورده و مورد بررسى قرار داده است .
* محور مطالب در بحث تنبيهات استصحاب چيست ؟
سه چيز است :
1 - اينكه در برخى از اين تنبيهات در رابطهء با مستصحب و يا متيقّن سابق بحث مىشود .
2 - اينكه در برخى از اين تنبيهات در رابطهء با دليلى كه دلالت بر مستصحب دارند بحث مىشود .
3 - اينكه در برخى از اين تنبيهات در رابطهء با شكّ در بقاء كه ركن دوّم استصحاب است بحث مىشود .
* تنبيه اوّل به كدام محور است ؟
مربوط به متيقّن سابق يا مستصحب است .
به عبارت ديگر در باب استصحاب بطور كلّى :
1 - گاهى مستصحب و يا همان متيقّن سابق از امور معين و يا به تعبير ديگر جزئيّه و