* چهارمين شاهد شيخ بر مدعاى مورد نظر چيست ؟
روايت خصال از امام عليه السّلام است كه فرمود : من كان على يقين فشك ، فليمض على يقينه ، فانّ اليقين لا يدفع بالشكّ .
* كيفيّت استشهاد چگونه است ؟
1 - در من كان على يقين اينكه يقين به امر مبرم باشد و يا به امر غير ثابت مشخص نشده و لذا عبارت مفيد عموم است .
2 - پس از آن فرمودهاند : فليمض على يقينه ، يعنى مشىاش بر يقينش باشد بدين معنا كه از يقينش رفع يد نكند ، چه نسبت به امر ثابت باشد و چه نسبت به امر غير ثابت .
در نتيجه : صدر حديث ، قرينه مىشود بر مراد از ذيل آنكه فرمودهاند : فان اليقين لا ينقض بالشكّ بدين معنا كه بواسطهء شكّ از يقين رفع يد نمىشود . چه در امر ثابت چه در غير آن .
پس : از صدر روايت عموم فهميده مىشود و به لحاظ قرينه از ذيل آن نيز عموم فهميده مىشود كه اين با قول مشهور سازگارتر است .
* پنجمين شاهد شيخ بر مطلب اخيرشان چيست ؟
موثّقه عمّار است كه امام عليه السّلام مىفرمايد : اذا شككت ، فابن على اليقين ، قلت هذا الاصل ؟ قال :
نعم .
اين حديث شريف نيز مفيد عموم است ، يعنى دلالت دارد بر اينكه هركجا شكّ كردى اعمّ از اينكه در امر ثابت و مستحكم باشد يا غير آن ، بنا را بر يقين بگذار .
يعنى : از يقين خود رفع يد نكن چه متعلّق يقين امر ثابت و مستحكمى باشد و يا غير آن .
حال : به قرينهء وحدت سياق از بقيهء روايات هم همين معنا استفاده مىشود كه باز با نظر مشهور سازگارتر است .
* پس غرض شيخنا از ( و لكنّ الانصاف . . . ) چيست ؟
پاسخ جناب شيخ است از شواهد مذكور و لذا مىفرمايد : بواسطهء هيچيك از شواهد مزبور ما از معناى ظاهر و متبادر نقض ، كه همان مجاز قريب باشد ، رفع يد نخواهيم كرد .
* پاسخ ايشان به شواهد اوّل چيست ؟
مىفرمايد : بله ، درست است كه نقض مستند شده است به شكّ و لكن چه كسى گفته است كه شكّ امر ثابتى نمىباشد ؟ چرا شكّ هم از امور ثابتهاى است كه وقتى حاصل شود قابليت بقاء دارد تا اينكه رافع ديگرى آن را رفع كند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 430
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٣٠