تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
* چهارمين شاهد شيخ بر مدعاى مورد نظر چيست ؟ روايت خصال از امام عليه السّلام است كه فرمود : من كان على يقين فشك ، فليمض على يقينه ، فانّ اليقين لا يدفع بالشكّ . * كيفيّت استشهاد چگونه است ؟ 1 - در من كان على يقين اينكه يقين به امر مبرم باشد و يا به امر غير ثابت مشخص نشده و لذا عبارت مفيد عموم است . 2 - پس از آن فرموده‌اند : فليمض على يقينه ، يعنى مشىاش بر يقينش باشد بدين معنا كه از يقينش رفع يد نكند ، چه نسبت به امر ثابت باشد و چه نسبت به امر غير ثابت . در نتيجه : صدر حديث ، قرينه مىشود بر مراد از ذيل آنكه فرموده‌اند : فان اليقين لا ينقض بالشكّ بدين معنا كه بواسطهء شكّ از يقين رفع يد نمىشود . چه در امر ثابت چه در غير آن . پس : از صدر روايت عموم فهميده مىشود و به لحاظ قرينه از ذيل آن نيز عموم فهميده مىشود كه اين با قول مشهور سازگارتر است . * پنجمين شاهد شيخ بر مطلب اخيرشان چيست ؟ موثّقه عمّار است كه امام عليه السّلام مىفرمايد : اذا شككت ، فابن على اليقين ، قلت هذا الاصل ؟ قال : نعم . اين حديث شريف نيز مفيد عموم است ، يعنى دلالت دارد بر اينكه هركجا شكّ كردى اعمّ از اينكه در امر ثابت و مستحكم باشد يا غير آن ، بنا را بر يقين بگذار . يعنى : از يقين خود رفع يد نكن چه متعلّق يقين امر ثابت و مستحكمى باشد و يا غير آن . حال : به قرينهء وحدت سياق از بقيهء روايات هم همين معنا استفاده مىشود كه باز با نظر مشهور سازگارتر است . * پس غرض شيخنا از ( و لكنّ الانصاف . . . ) چيست ؟ پاسخ جناب شيخ است از شواهد مذكور و لذا مىفرمايد : بواسطهء هيچ‌يك از شواهد مزبور ما از معناى ظاهر و متبادر نقض ، كه همان مجاز قريب باشد ، رفع يد نخواهيم كرد . * پاسخ ايشان به شواهد اوّل چيست ؟ مىفرمايد : بله ، درست است كه نقض مستند شده است به شكّ و لكن چه كسى گفته است كه شكّ امر ثابتى نمىباشد ؟ چرا شكّ هم از امور ثابته‌اى است كه وقتى حاصل شود قابليت بقاء دارد تا اينكه رافع ديگرى آن را رفع كند .