مىشوند و در نتيجه با قول مشهور سازگار مىشود .
2 - دومين شاهد شيخ عبارت ( و لا يعتدّ بالشكّ فى حال من الحالات ) ، از صحيحهء ثالثه است .
* استشهاد شيخ به اين فراز چگونه است ؟
مىفرمايد :
1 - مراد از ( لا يعتدّ بالشكّ ) اين است كه جنس الشك بما هو شكّ قابل اعتماد نيست چه شكّ در اصل مقتضى باشد ، و چه شكّ در رافع .
2 - وقتى جنس شكّ قابل اعتنا نيست ، پس بواسطهء آن از يقين رفع يد نمىشود ، به ويژه اينكه پس از آن فرموده ، فى حال من الحالات ، كه نكره در سياق نفى است .
3 - نكره در سياق نفى مفيد عموم است ، يعنى در هيچ حالى از حالات به شكّ اعتنا نكن چه درحالىكه به امر مستحكم تعلّق گرفته باشد و چه درحالىكه به غير آن تعلّق گرفته باشد .
و لذا : به قرينهء مقابله و وجود وحدت سياق ، بقيّهء فرازهاى حديث مذكور و ديگر احاديث حمل بر همين معنا مىشوند كه با قول مشهور سازگارتر است .
3 - سومين شاهد شيخ فراز : اليقين لا يدخله الشكّ صم للرؤية و افطر للرؤية در مكاتبهء كاشانى است .
* استشهاد جناب شيخ به حديث چگونه است ؟
مىفرمايد :
1 - مورد حديث در جائى است كه شكّ در اصل مقتضى باشد ، چه نسبت به يوم الشك اوّل و چه نسبت به يوم الشك آخر . بخاطر اينكه زيرا كه شكّ ما در بقاء ماه شعبان است پس از 29 روز ، چنان كه شكّ ما در بقاء ماه رمضان است پس از 29 روز .
به عبارت ديگر : شكّ ما در بقاء رمضان شكّ در مقتضى است ، بدين معنا كه آيا اين ماه استعداد بقاء بيشتر از 29 روز را دارد يا نه ؟
2 - در چنين موردى بود كه امام فرمود : اليقين لا يدخله الشكّ ، يعنى در اين صورت به شكت اعتنا نكن و از يقين خودت رفع يد ننما .
آنچه مسلّم است اين است كه مراد در اينجا رفع يد از يك امر ثابت نيست بلكه مطلق رفع يد مراد است .
و لذا به قرينهء وحدت سياق ، از بقيهء روايات نيز همين معنا اراده مىشود كه در نتيجه با قول مشهور سازگارتر است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 429
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٢٩