قوله ( ع ) : « إذا كثر عليك السّهو فَامض على صلاتك » « 1 » و نحوه ، فهو أيضا مختصّ بما ذكرنا .
و أمّا قوله ( ع ) : « اليقين لا يدخله الشكّ » فتفرّع الافطار للرؤية عليه من جهة استصحاب الاشتغال بصوم رمضان إلى أن يحصل الرّافع ، و بالجملة : فالمتأمّل المنصف يجد أنّ هذه الاخبار لا تدلّ على أزيد من اعتبار اليقين السّابق عند الشّكّ فى الارتفاع برافع .
* * *
[ ارائه پنج شاهد از جانب شيخ در حجيّت مطلق استصحاب ] تشريح المسائل
* حاصل مطلب در ( و يمكن ان يستفاد من بعض الامارات . . . ) چيست ؟
ارائه پنج شاهد از جانب شيخ است در تأييد قول مشهور ، يعنى حجيّت مطلق استصحاب ، چه در شكّ در رافع و چه در شكّ در مقتضى .
1 - يكى از اين شواهد فراز بل ينقض الشك باليقين ، از صحيحهء ثالثهء زراره است .
* استشهاد شيخ به اين عبارت چگونه است ؟
مىفرمايد :
1 - در عبارت لا ينقض ، نقض مستند به شكّ شده است .
2 - بلا ترديد شكّ بما هو شكّ يك امر ثابت و مستحكمى است .
پس مىتوان گفت مراد از نقض همان رفع الأمر الثابت است كه مجاز قريب است .
بنابراين : مىتوان گفت مراد از نقض ، مطلق رفع اليد عن شىء است ، چه امر ثابت و مستحكم باشد و چه غير آن .
از طرف ديگر : در رابطهء با عبارت لا ينقض اليقين با شكّ در صدر حديث ، به قرينهء مقابله و به لحاظ وحدت سياق و همچنين بخاطر عطف جملات هفتگانه بر يكديگر مىگوئيم :
اگرچه اين جمله ذاتا و فى حد نفسه قابليت ارادهء مجاز قريب و بعيد را دارد و لكن حمل بر مجاز بعيد مىشود ، تا به معناى مطلق رفع يد از ترتيب آثار باشد چه در شكّ در رافع كه امر مستحكم و مبرم وجود دارد و چه در شكّ در مقتضى .
آنگاه به قرينهء وحدت سياق اين حديث با احاديث ديگر ، آن احاديث هم حمل بر همين معنا
هامش
( 1 ) . الوسائل 5 : 329 ، الباب 16 من أبواب الخلل الواقع فى الصلاة ، الحديث 1 .