تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
اثر را برآن مقتضى مترتب نمود . 2 - و بنا بر دومى بگوئيم : مراد از لا تنقض اليقين ، لا تنقض آثار المتيقن التى ثبتت له است كه با آمدن يقين مىآيند و با رفتن يقين هم مىروند ، چرا كه معلول تابع علّت خود مىباشد . و لذا اين آثار نيز در اختيار ما نيستند كه ما آنها را نقض بكنيم يا نه ؟ بله ، ما مىتوانيم آثارى كه به بركت يقين سابق براى متيقّن ثابت شده آن آثار را مترتب كرده و به شكّ خود اعتنا نكنيم . به عبارت ديگر : حيات زيد چه اثرى داشت ، خواهيد گفت وجوب پرداخت نفقهء زوجهء او از اموالش و لذا از آنجا كه تاكنون يقين داشتيد به حيات زيد به بركت يقينتان نفقهء زوجهء او را از اموالش پرداخت مىنموديد . حال اگر اين يقين شما به حيات زيد از دست برود و براى شما نسبت به آن شكّ حاصل شود ، شرع مىگويد : لا تنقض آثار المتيقن التى كانت تترتّب عليها بواسطة اليقين . يعنى باز هم وجوب نفقهء زوجه برقرار است و بايد از اموال زيد ، پرداخت شود . الحاصل : جناب مستشكل شما نگران اين مطلب نباشيد كه اگر نقض را به معناى اقرب المجازات آن گرفتيم ، تصرّف در كلام لازم مىآيد ، بلكه نياز به تقدير على كلّ حال وجود دارد و اختصاصى هم به مجاز قريب ندارد ، بلكه با توجّه به دو شاهدى كه ذكر كرديم اين معنا اثبات مىشود و ما به اينجا مىرسيم كه : بايد احاديث لا تنقض را حمل بر امر الثابت بكنيم ، يعنى اين احاديث را در موارد شكّ در رافع به كار ببريم و نه در موارد شكّ در مقتضى . * * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 426 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى