اين غير از استصحاب طهارت است كه ملاكش لحاظ حالت سابقه است .
بنابراين : جناب نراقى شما قاعدة الطهاره فى مستصحب الطهاره را با استصحاب الطهاره اشتباه كردهايد .
* جناب شيخ حال كه قرار شد يك قاعده از حديث مزبور استفاده شود ، برداشت كدام قاعده به صلاح است ؟
به نظر ما بهتر است كه قاعدهء طهارت از اين حديث شريف برداشت شود نه استصحاب طهارت . چرا ؟ زيرا قضيهء كلّ شىء طاهر . . . را پيش هركس بگذاريم آن را معنا مىكند به ثبوت الطهارة للشيء المشكوك .
يعنى : طهارت براى شىء مشكوك ثابت است ، نه اينكه طهارت ثابته براى شىء مشكوك ثابت است .
پس : ثبوت الطهارة غير از طهارت ثابته است .
به عبارت ديگر : كلّ شىء طاهر ، يك قضيه خبريّه است و قضيه خبريّه ، خبر از ثبوت محمول براى موضوع دارد .
نكته :
احاديث ديگرى از قبيل : كلّ شىء حلال حتى تعلم انّه حرام بعينه و هكذا . احاديثى كه در موارد خاص وارد شده و در اثبات حجيّت استصحاب بدانها تمسّك شده است كه بحثهاى پيرامونى آن احاديث عينا همين مباحثى است كه ذكر شد و لذا از تكرار آن در اين خلاصه خوددارى مىشود . به شرح مراجعه فرمائيد .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 416
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤١٦