يعنى چهبسا در مواردى كه قاعدهء استصحاب طهارت جارى مىشود ، قاعدهء طهارت هم جارى بشود لكن اينگونه نيست كه هركجا قاعدهء طهارت جارى مىشود ، قاعدهء استصحاب نيز جارى شود .
بنابراين جناب نراقى بايد بداند كه حكم به طهارت مستصحب الطهاره غير از استصحاب طهارت است . بله ، اگر مراد حديث قاعدهء طهارت باشد ، قاعدهء طهارت در همه جا جارى مىشود .
حتى در مستصحب الطهاره و لكن اجراى قاعدهء طهارت در مستصحب الطهاره غير از استصحاب طهارت است .
به عبارت ديگر : وقتى شما قاعدهء طهارت اجرا مىكنيد معنايش اين است كه : شيئى قبلا پاك بوده لكن اكنون شما شكّ داريد كه پاك است يا نه ، اينكه اين شىء قبلا پاك بوده و اكنون پاك بودنش مورد شكّ است مستصحب الطهاره است در چنين موردى كه شىء مستصحب الطهاره است و الآن مورد شكّ واقع شده ، قاعدهء طهارت جارى مىشود .
يعنى : بدون اينكه حلت سابقهء طهارت مورد لحاظ واقع شود و تنها به صرف شكّ در طهارت و نجاست آن حكم به طهارتش مىشود تا زمانى كه علم به قذارتش پيدا شود .
به عبارت ديگر : ملاك در استصحاب طهارت ، ملاحظهء حالت سابق است ، لكن ملاك در قاعدهء طهارت صرفا شكّ در طهارت و نجاست است بدون لحاظ حالت سابقه ، و لو شىء حالت سابقهاش مسلّم باشد .
بنابراين تلازمى بين قاعدهء طهارت و استصحاب طهارت وجود ندارد و الّا اگر عينيت و استلزامى در كار بود ، بايد استصحاب طهارت مستلزم مستصحب النجاسة مىبود و حال آنكه چنين نيست . فى المثل :
1 - يك وقت مىگوئيم اين شىء قبلا پاك بود ، لكن اكنون شكّ داريم كه پاك است يا نجس ، به صرف وقوع شكّ ، قاعدهء طهارت را اجرا كرده حكم به طهارت اين شىء مىكنيم تا اينكه علم به نجاست آن حاصل شود و اين اجرى بدون حالت سابقه است .
2 - يك وقت مىگوئيم اين شىء قبلا نجس بوده لكن اكنون شكّ داريم كه آيا پاك است يا نجس است ، قاعدهء طهارت را جاى كرد حكم به طهارت آن مىكنيم . لكن بدون اينكه حالت سابقه را لحاظ كنيم . چه استلزامى اينجا در كار است ؟
پس : قاعدهء طهارت هم در مستصحب الطهاره و هم در مستصحب النجاسة جارى مىشود و
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 415
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤١٥