تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
1 - يك اشكال اين است كه عمر قاعدهء طهارت محدود به علم به قذارت نيست ، چرا كه اين قاعدهء يك قاعدهء شرعى كلّى است كه الى الابد ادامه دارد ، چطور شما عمر آن را تا زمان علم به قذارت محدود مىكنيد ؟ بله ، مصداق طهارت شىء مشكوك تا زمان علم به قذارت آن ادامه دارد و پس از علم به قذارت طهارت آن‌هم از بين رفته ، تمام مىشود . 2 - اشكال ديگر اينكه در استدلال خود يك صغرى قرار داديد و يك كبرى . 1 - كلّ شىء طاهر ، حتى تعلم انّه قذر تقديرش اين است كه : كلّ شىء مشكوك محكوم بالطهارة ، الى زمن العلم بالقذارة . ( صغرى ) و الحكم بطهارة شىء مشكوك ، الى زمن العلم بالقذارة ، مستمرّ الى زمن العلم بالقذارة . ( كبرى ) در اين صغرى و كبرى ، حتى تعلم هم غايت شده براى جملهء صغرى ، هم غايت شده براى جملهء كبرى . امّا جملهء صغرى با تمام بند و بيل و قيد حتى تعلم ، موضوع واقع شده براى جملهء كبرى و اين بدان معناست كه هم در موضوع كبرى اخذ شده و هم در محمول كبرى . بنابراين : حتى تعلم در موضوع اخذ شده درحالىكه موضوع نسبت به محمول در رتبهء مقدم است ، و در محمول اخذ شده است و حال آنكه محمول رتبة از موضوع مؤخر است . پس : لازم مىآيد كه شىء واحد در آن واحد ، هم مقدم باشد ، هم مؤخر . در نتيجه : تقدم شىء على نفسه پيش مىآيد . و امّا جناب نراقى اگر مشار اليه هذا ، آن حكم اولى كه به شكّ قاعدهء طهارت بيان شد نباشد ، بلكه مرادتان امورى باشد كه سابقا و فى الواقع پاك بوده‌اند و اين مسبوق الطهاره بودنشان مسلّم و براى ما معلوم است مثل آب كه به لحاظ خلقت اصليه و اوليه پاك است تا اينكه علم به قذارت آن پيدا شود ، اين ربطى به قاعدهء طهارت ندارد . پس : چگونه شما دو قاعده از اين حديث برداشت مىكنيد ؟ * جناب شيخ منشا اشتباه جناب نراقى و يا در مطالب بعدى فاضل تونى چيست ؟ اين است كه : قاعدهء طهارت با قاعدهء استصحاب به لحاظ مناط و ملاك كاملا متباينين هستند . اگرچه موردا قاعدهء طهارت اعمّ از قاعده استصحاب است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 414 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى