اين مقدار عمر دارد ، بلكه مرادش اين است كه ثبوت اين محمول كه براى اين موضوع ثابت شده و مسلّم است و نيازى هم به اثبات ندارد ، عمرش تا علم به قذارت است .
در اينجا اين غايت يعنى حتى تعلم ، غايت مىشود براى محمول ثابت شده و نه براى اثبات محمول .
يعنى : محمول و يا صفتى كه ثابت شده براى موضوع و سابقهء اين ثبوت هم نزد شما وجود دارد ، عمرش تا فلان وقت است .
پس : يك معناى حديث عمر است براى اثبات كه فعل متكلّم است ، و يك معنا عمر است براى محمول و صفت ثابت شده .
پس : هر جملهء خبريّهاى كه داراى موضوع ، محمول و غايتى همچون حتى تعلم است ظرفيت دوگونه معنا شدن را دارد .
* آيا اين دو احتمال يا دو گونه معنا شدن در احكام واقعيه هست و يا ظاهريه ؟
فرقى نمىكند ، چرا كه فى المثل جملات ذيل از احكام واقعيه هستند :
الثوب طاهر . . . الخبز طاهر . . . الخلّ طاهر . . . الماء طاهر . . .
حال : هريك از اين احكام واقعيه را مىشود دو جور معنا نمود . فى المثل : الثوب طاهر حتى تعلم انّه قذر را لحاظ كنيد :
1 - ممكن است آن را معنا كنيم به اينكه ثوبى كه در اسلام حكم به طهارتش شده ، اين طهارت واقعيهاش مستمرّ است تا علم به قذارت ، اينجا غايت ، غايت طهارت است .
به عبارت ديگر : غايت ، غايت آن محمول و يا صفت طهارتى است كه براى آن موضوع يعنى ثوب وجود دارد و عمر اين صفت تا حتى تعلم است .
2 - و ممكن است آن را معنا كنيم به اينكه اثبات اين صفت يا طهارت براى اين ثوب مستمرّ است تا حتى تعلم .
حتى موضوعات خارجيه نيز ظرفيت دو جور معنا شدن را دارند ، بدين معنا كه : الغاية ، غاية للصفة و يا الغاية ، غاية لاثبات الصّفة .
فى المثل : شما در يك حكمى مىنويسيد : محمّد رئيسكم الى الغروب ، مىشود گفت :
1 - معنايش اين است كه فلانى كه رئيس بودنش محرز است ، اين رياست ثابتشدهاش تا غروب است . پس غايت در اينجا غايت براى رياست و امارت ثابته است كه اين مىشود دليل بر
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 412
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤١٢