تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
امّا در قاعدهء طهارت ملاك پاك بودن يك شىء در سابق و يا ملاحظهء حالت سابقه آن شىء در سابق نيست ، بلكه يك شىء از آن جهت كه يك شىء است مشكوك الطهارة و النجاسة است ، يعنى ما شكّ مىكنيم كه فلان شىء پاك است يا نجس ؟ و لذا به ملاحظهء همين شكّ در طهارت و نجاست آن ، شارع حكم مىكند به پاك بودن آن تا زمان علم به قذارتش . پس در اينجا صحبت از سابقهء طهارت و مفروغ عنه بودن طهارت نيست بلكه صحبت از شكّ است حال اگر سؤال كنيد كه حديث مزبور ظهور در استصحاب دارد يا قاعدهء طهارت ؟ مىگويم دو احتمال در اين حديث شريف وجود دارد : 1 - بنا بر معناى اوّل : حتى براى غايت استمرار طهارت است تا علم به قذارت . 2 - بنا بر معناى دوّم ، حتى براى استمرار حكم به طهارت هر شىء است كه مشكوك است تا زمان علم به قذارت . به عبارت ديگر : - در معناى اوّل صفت و يا طهارتى كه قبلا ثابت شده استمرارش تا زمان علم به قذارت مد نظر است . - در معناى دوّم ، استمرار صفت ثابت شده مد نظر نيست ، بلكه عمر و استمرار اثبات حكم مد نظر است . پس قاعدهء طهارت ملاكا با استصحاب طهارت فرق كرده و متباينين‌اند ، چونكه ملاك در قاعدهء طهارت صرف شكّ در طهارت و نجاست يك شىء است بدون اينكه حالت سابقه‌اى در كار و يا مورد لحاظ باشد . و لكن ملاك در استصحاب طهارت ، لحاظ حالت سابقهء شىء است . امّا اين دو قاعدهء به لحاظ مورد عموم و خصوص‌اند ، يعنى قاعدهء طهارت اعمّ از استصحاب است . فى المثل : آبى كه در اين ظرف قرار دارد كه قبلا پاك بوده است ، لكن اكنون شما شكّ دارى كه آيا متنجس شده است يا نه ؟ اگر شما به ملاحظهء حالت سابقه حكم به طهارت و استمرار آن تا زمان علم به قذارتش صادر كنيد مىشود استصحاب طهارت . و اگر شما به ملاحظهء شكّ در طهارت و نجاست آن ، حكم به طهارتش بكنيد بدون لحاظ حالت سابقه مىشود قاعدهء طهارت .