لكن در اين حديث تنها استصحاب طهارت منظور است و كارى با قاعدهء طهارت ندارد چرا كه آب بر حسب خلقت اصليهاش پاك است ، اگر هم نجس بشود ، در اثر عروض نجاست برآن است ) .
پس حمل اين حديث بر ارادهء استصحاب طهارت سزاوارتر است و لذا معناى آن اين است كه آبى كه طهارتش به حسب خلقت اوليه معلوم است ، پاك است تا اينكه علم پيدا كنى به اينكه نجس است .
يعنى طهارت مفروضه ( و قبلى آن ) استمرار دارد تا هنگام علم به عروض نجاست برآن ، خواه اين شكّ و شبهه و عدم علم ، از جهت اشتباه در حكم ( يعنى شبهه حكميّه ) باشد ، مثل آب قليل ملاقاتكنندهء با نجس و آب چاه ( كه طبق دستور شارع ، طهارت آن را استصحاب مىكنيم ) ، و يا از جهت اشتباه در امر خارجى ( يعنى شبههء موضوعيّه ) باشد ، مثل شكّ در ملاقات آن با نجاست و يا نجاست ملاقاتكننده ( مثلا بچه ) با آن .
( روايت چهارم )
و از جمله روايات خاصه ، اين سخن امام عليه السّلام است كه مىفرمايد : وقتى يقين داشتى بر اينكه وضو دارى ، پس از آن هرگاه كه شكّ كردى كه آيا وضو دارى يا نه ؟ از اينكه وضوى مجدد بگيرى ( البته به قصد وجه ) برحذر باش .
- دلالت اين حديث بر استصحاب طهارت روشن است .
* * *
تشريح المسائل
* سومين حديث از احاديث خاصّه كه دلالت بر استصحاب در مورد خاص دارند كدام حديث است ؟
حديث آب است بدين معنا كه امام عليه السّلام فرمودند : الماء كله طاهر حتى تعلم انّه نجس . كه مثل كلّ شىء طاهر حتى تعلم ، مغيّا به غايت است و دو احتمال در آن متصوّر است . يعنى : اين حديث به لحاظ حكم كه طهارت باشد و غايت كه حتى تعلم باشد همچون حديث قبلى است و در حقيقت يكى از مصاديق آن است . چرا ؟ زيرا در آن حديث ، كلّ شىء موضوع بود و در اين حديث الماء موضوع است و ماء نيز شيئى از اشياء است .