* پس چرا شيخ آن را جداگانه ذكر كرده است ؟
زيرا : در اين حديث موضوع ماء است كه حالت سابقه طهارت در آن به لحاظ خلقت اوليه محرز و مسلّم است . و حال آنكه موضوع در حديث قبلى كلّ شىء است و چهبسا شيئى از اشياء مثل مدفوع پرندگان حرام گوشت به لحاظ خلقت اصليه و اوليه مشكوك الحكم باشد .
بنابراين : موضوع در عبارت كلّ شىء طاهر متناسب با قاعدهء طهارت است كه ملاك در آن صرف شكّ فى النجاسة و الطهارة است .
امّا در حديث الماء كله طاهر ، كه موضوع به لحاظ خلقت اصليه و اوليه قطعى الطهارة است و اين طهارت حكم واقعى آن است يعنى حالت سابقهء آبها محرز است لكن گاهى در اثر عروض عوارضى ، ما شكّ مىكنيم كه آيا فلان آب نجس شده است يا بر طهارت خود باقى است ؟ كه آنهم گاهى شبههء موضوعيّه است .
فى المثل : نمىدانيم آب چاه در حكم آب قليل است تا به صرف ملاقات با نجس متنجس شود و يا در حكم آب كثير است تا به مجرد ملاقات با نجس ، متنجس نشود ؟
علىاىّحال : حالت سابقه يعنى پاكى آن محرز است و لذا به هنگام شكّ در نجاست يا طهارت آن به حكم حديث مزبور يعنى الماء كله طاهر حكم مىكنيم به بقاء آن طهارت سابقهاش .
پس از نظر شيخنا اين حديث مىتواند دليل بر استصحاب آنهم در خصوص باب طهارت و نجاست باشد و لكن يك قانون كلّى نيست تا كه در ابواب ديگر نيز از آن استفاده شود .
* چهارمين روايت از روايات خاصّه كه در اين باب بدانها تمسّك شده كدام روايت است ؟
اين قول امام عليه السّلام است كه مىفرمايد : هرگاه يقين كردى كه وضو گرفتى ، از وضوى دوباره ( البته نيّت طهارت ) تا زمانى كه يقين حاصل كنى كه حدثى از تو سر زده است .
پس : تا يقين ( به حدث ) ندارى بر وضوى سابق باقى بمان .
* نظر جناب شيخ در رابطهء با اين حديث چيست ؟
دلالت اين حديث شريف را بر استصحاب واضح و روشن مىداند و لكن آن را مخصوص به باب استصحاب طهارت مىداند و قاعدهء كلّى از آن استفاده مىشود .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 408
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٠٨