تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
استصحاب و به تعبير ديگر حمل اين كلام بر اراده كردن خصوص استمرار در چيزى كه طهارت قبلىاش معلوم است ، خلاف ظاهر است ، زيرا ظهور يك جملهء خبريّه ، اثبات محمول است براى موضوع ، و نه اثبات استمرار . بله ، قول امام عليه السّلام يعنى حتى تعلم ، دلالت دارد بر استمرار مغيّا ، لكن آنچه مغيّا به حكم طهارت است ، يعنى اين حكم ظاهرى استمرار دارد ظاهرا تا زمان علم به قذارت . ( يعنى اين غايت الحكم و اثبات الطهارة او الحليه است ) نه خود طهارت واقعيه كه طهارتش ثابت شده است ، استمرار دارد ظاهرا تا زمان علم به قذارت . * * *

تشريح المسائل

* حاصل مطلب در ( فالتحقيق . . . ) چيست ؟ آخرين بيان جناب شيخ است در اين مسئله مبنى بر اينكه : قاعدهء استصحاب در هريك از اخبار طهارت و اخبار حليّت و اخبار برائت به لحاظ ملاك و مناط با قواعد ثلاثه يعنى قاعدهء طهارت و قاعدهء حليّت و اصل برائت يا قاعدهء اشتغال تباين كلّى دارد و لكن به لحاظ مورد رابطه آنها عام و خاص است ، و لذا : اراده كردن دو قانون از هريك از احاديث مذكور صحيح نمىباشد . بنابراين : حمل بر يكى از دو قاعده تعيّن پيدا مىكند ، كه به عقيده ما حمل اخبار طهارت بر قاعدهء طهارت و اخبار حليّت بر قاعدهء حليّت و اخبار برائت بر اصل برائت ، بر حمل هريك از اين اخبار بر استصحاب ، اولويت دارد . چرا ؟ زيرا كه ظاهر جملات خبريّه اثبات اصل محمول از براى موضوع است ، و نه اثبات استمرار محمول براى موضوع پس از فراغت از اصل ثبوت ، چونكه اثبات استمرار نياز به بيان زائد دارد كه از ظاهر كلام بيان زائد فهميده نمىشود . چرا ؟ بخاطر اينكه ظاهر كلام ، فهو مستمرّ الطهارة و الحلية او البراءة نيست ، بلكه فهو طاهر او حلال . . . است . پس هيچ‌يك از اين روايات ثلاثه به درد اثبات حجيّت استصحاب نمىخورد . * غرض از ( نعم ، قوله ، حتى تعلم ، يدلّ على استمرار المغيّا . . . ) چيست ؟ در حقيقت پاسخ به يك سؤال مقدّر است كه تقديرش چنين است : آيا غايت بودن حتى تعلم ، قرينهء بر ارادهء استمرار است ؟ و لذا شيخ در پاسخ مىفرمايد : اين غايت ، غايت الحكم و اثبات الطهارة او الحلية است و نه غايت خود طهارت يا حليّت . چرا ؟ زيرا : اصل طهارت از ابتداى كار مشكوك است و هيچ‌گاه متيقّن و مسلّم نبود تا حتى تعلم غايت آن باشد و به درد استصحاب بخورد .