اولا : در كلام شما يك صغرى وجود دارد و يك كبرى ، بدين صورت كه :
1 - كلّ شىء طاهر ، تقديرش چنين است كه :
- كلّ شىء مشكوك بالطهارة و النجاسة ، محكوم بالطهارة الى زمن العلم بالقذارة . ( صغرى )
- و الحكم بطهارة شىء مشكوك الى زمن العلم بالقذارة ، مستمرّ الى زمن العلم بالقذارة .
( كبرى ) .
شما اصل اوّل يعنى قاعدهء طهارت را از كلام امام عليه السّلام استفاده كرديد ، سپس همان حكم اوّل و يا قاعدهء طهارت را با همان قيد ، ( حتى تعلم انّه قذره ) ، موضوع قرار داديد براى حكم دوّم كه مستمرّ است و دوباره محمول يعنى مستمرّ را در اين حكم دوّم مغيّا كرديد به همين حتى تعلم انّه قذره .
بنابراين :
1 - شىء واحدى به نام حتى تعلم ، هم غايت شده براى حكم اوّل كه طهارت ظاهريه است و هم غايت شده براى حكم ثانى كه استمرار همان طهارت ظاهريه است .
2 - حكم اوّل يعين صغرى ، موضوع قرار گرفته براى مجموع كبرى . و لذا : حتى تعلم هم در موضوع اخذ شده است ، هم در محمول .
پس : چيزى كه غايت محمول است ، بر محمول مقدم شده است ، چرا كه در رتبهء موضوع اخذ شده است ، درحالىكه موضوع طبعا و رتبة بر محمول مقدم است .
به عبارت سادهتر : حتّى تعلم در موضوع اخذ شده درحالىكه موضوع رتبة مقدم بر محمول است ، در محمول اخذ شده ، درحالىكه محمول رتبة مؤخر است .
پس : شىء واحد بايد در ان واحد ، هم مقدم باشد ، هم مؤخر ، در نتيجه تقدم شىء بر نفس خودش پيش مىآيد و اين باطل است .
2 - و امّا احتمال دوّم اين است كه مشار اليه هذا ، آن حكم مذكور در اصل اوّل كه به شكل قاعدهء طهارت بيان شده نباشد ، بلكه امورى باشد كه سابقا و فى الواقع پاك بودهاند و به تعبير ديگر حكمى به نام طهارت در واقع براى شيئى ثابت شده است و ما هم به آن يقين داريم ، چنين حكمى على الظاهر تا زمان علم به قذارت مستمرّ است .
اگر مراد شما اين باشد ، حديث شريف سوقدادهشده براى بيان قاعدهء استصحاب و ربطى به قاعدهء طهارت در شيئى مشكوك من حيث هو مشكوك يعنى بدون ملاحظهء حالت سابقه ندارد .
تا اينكه دليل آن اصل هم باشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٠٠