و مشابه اين اشتباه ، اشتباهى است كه فاضل تونى صاحب وافيه مرتكب شده است ، آنجا كه روايات اصالة الحلّ را كه در شبهات حكميّه و يا موضوعيّه در اين باب ( يعنى باب استصحاب ) وارد شدهاند ، ذكر مىكند .
بنابراين : ذكر ادلهء اصالة البراءة نيز در اينجا شايسته و سزاوار بود ، چرا كه ادلّهء اصالة البراءة نيز از حيث مورد تصادق دارند با استصحاب البراءة .
* * *
تشريح المسائل
* حاصل مطلب در ( و قد خفى ذلك على بعض المعاصرين . . . ) چيست ؟
اين است كه مرحوم نراقى كه از معاصرين شيخ انصارى ( ره ) مىباشد در اين مسئله از يك نكته اساسى غفلت كرده و لذا متوجه نشده است كه برداشت همزمان قانون استصحاب طهارت و قاعدهء طهارت از حديث كلّ شيء طاهر حتى تعلم انّه قذر باطل است .
* ادعاى جناب فاضل چيست ؟
اين است كه : اين روايت بر دو اصل و قاعده دلالت دارد : يكى استصحاب طهارت ، يكى هم قاعدهء طهارت .
* دليل ايشان چيست ؟
1 - اين است كه : فراز اوّل حديث يعنى كلّ شىء طاهر ، دلالت دارد بر حكم اولى ، يعنى حكمى كه به صرف شكّ پيدا مىشود . و لذا مىگويد : حكم اولى اشياء به هنگام شكّ در طهارت و نجاست آنها و نداشتن علم به طهارت و نجاست واقعى ، على الظاهر ، طهارت است .
به عبارت ديگر كلّ شىء طاهر ، يعنى : كلّ شىء شكّ فى طهارته و نجاسته ، طاهر ، اى محكوم شرعا بالطهارة ظاهرا . به عبارت سادهتر : هر شيئى كه شما شكّ داريد كه آيا پاك است يا نجس ، شرعا تا زمان علم به قذارتش محكوم به طهارت است .
مفهوم آن اين است كه : وقتى شكّ تو در اثر علم به قذارت آن شىء بر طرف شد ، حكم به طهارت آنهم ، عمرش به پايان مىرسد . اين همان قاعده طهارت است كه بخاطر عدم لحاظ حالت سابقه در ان ربطى به استصحاب ندارد .
2 - اينكه فراز پايانى حديث ، يعنى : حتى تعلم انّه قذر ، نيز دلالت دارد بر اينكه : هذا الحكم