اين است كه : اين هفت روايت جمع رواياتى است كه قوم بدانها استدلال كرده و يا اينكه من بدانها دست پيدا نمودم .
امّا ملاحظه فرموديد كه :
1 - آن دسته از اين روايات كه قوى السند بودند مثل صحيحه اوّل ، دوّم و سوّم زراره و موثّقه عمّار كه ضعيف الدلاله بودند .
2 - و آن دسته از اين روايات كه قوى الدلالة بودند مثل روايت پنجم و ششم و هفتم ، ضعيف السند بودند .
در نتيجه : ما به تكتك اين روايات استدلال نمىكنيم تا قابل خدشه باشد ، بلكه به مجموع اين روايات به لحاظ تجابر و تعاضد استدلال مىكنيم .
* يعنى چه ؟
يعنى آن دسته از روايات كه قوىالسنداند ، ضعف سندى آن دسته از روايات كه ضعيف السند هستند ، جبران مىكنند ، و آنها كه قوى الدلالة هستند ، ضعف دلالى ، آن ضعيف الدلاله را تقويت مىكنند .
پس از مجموع اين احاديث براى ما اطمينان به حجيّت استصحاب حاصل مىشود .
* تفسير حضرت امام خمينى ( ره ) از روايت على بن محمّد قاسانى چيست ؟
مىفرمايند : اعتبار سند اين روايت نيز ثابت نشده است ، چرا كه محمّد ميان ثقه و ضعيف مشترك است و هر دوى آنها از اصحاب امام هادى عليه السّلام هستند و در يك طبقه قرار دارند به نحوى كه يكى از آنها از ديگرى ممتاز نيست . « 1 »
حضرت امام در جاى ديگرى مىفرمايند :
ادعاى اظهر بودن اين روايت در حجيّت استصحاب ، شامل ادعاى برخى كه مىگويند اصلا دلالت ندارد ، « 2 » مردود است ؛ بلكه ظهور در استصحاب دارد . لكن بعضى از رواياتى كه گذشت مثل صحيحهء اوّل زراره ، ظاهرتر از اين روايت است .
* به نظر امام اصل دلالت روايت بر استصحاب چيست ؟
هامش
( 1 ) . تنقيح الاصول ، ج 4 ، ص 64 .
( 2 ) . فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 366 .