1 - اينكه مراد تنها قانون استصحاب باشد ، بدين معنا كه اليقين السابق لا يدخله الشك الاحقّ .
2 - اينكه مراد تنها قاعدهء اشتغال باشد ، بدين معنا كه : اليقين بالبراءة لا يدخله الشك فى البراءة .
3 - اينكه : هم اليقين السابق . . . مراد باشد ، هم اليقين بالبراءة . . .
* كداميك از احتمالات فوق مىتواند مراد حديث باشد ؟
احتمال اوّل كه منظور در آن يقين سابق و شكّ لا حقّ ، يعنى استصحاب است چرا ؟ زيرا :
1 - احتمال سوّم باطل است چون مستلزم استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد است و قدر جامعى هم در كار نيست .
2 - و امّا احتمال دوّم نيز باطل است بخاطر اينكه با تفريع صم للرؤية نمىسازد .
بنابراين : احتمال اوّل تعيّن پيدا مىكند .
* غرض شيخنا از ( انّ هذه الرواية اظهر ما فى هذا الباب من اخبار الاستصحاب . . . ) چيست ؟
اين است كه به عقيدهء ايشان اين روايت از لحاظ دلالت ظاهرترين روايت در ميان روايات باب حجيّت استصحاب است . چرا ؟ زيرا :
1 - در روايت اوّل و دوّم ، دو احتمال وجود داشت كه طبق يك احتمال ( ال ) اليقين عهد ذكرى بود و لذا مفيد عموم نبود ، و حال آنكه در اين مكتوبه بطور مستقيم كبراى كلّى بيان شده و اين احتمال منتفى است .
2 - در روايت سوّم و چهارم نيز اين احتمال داده شد كه شايد مراد از آنها قاعدهء اشتغال باشد و ربطى به استصحاب نداشته باشد ، و حال آنكه در اين احتمال در اين مكتوبه منتفى است .
3 - در روايت پنجم و ششم هم احتمال داده شد كه شايد مراد شكّ سارى باشد كه ربطى به استصحاب ندارد و حال آنكه اين احتمال در اين مكتوبه منتفى است .
پس : تنها چيزى كه در اين مكتوبه مراد است و تعيّن پيدا مىكند استصحاب است .
بنابراين : اين حديث به لحاظ دلالت خيلى قوى است و لكن علاوه بر اينكه كاشانى از نظر رجاليون محل بحث است ، خود حديث از لحاظ مكاتبه بودن و مضمره بودن اشكال سندى دارد .
و لذا اين حديث نيز مىتواند به تنهائى در اثبات حجيّت استصحاب مورد استدلال قرار بگيرد .
* پس مراد شيخ از عبارت ( هذه جملة ما وقفت عليه من الاخبار . . . ) چيست ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 377
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٧٧