تلخيص المطالب
( در يك گفتگوى ساده با شيخ انصارى رحمه اللّه ) * جناب شيخ پنجمين و ششمين حديثى كه در رابطهء حجيّت استصحاب بدان استدلال شده است كدام حديث است ؟
حديثى است كه :
من كان على يقين ، فشك ، فليمض على يقينه و لا ينقض اليقين بالشكّ .
* انما الكلام در چيست ؟
در اين است كه : آيا مورد اين حديث شريف قاعدهء اليقين است در مورد شكّ سارى و يا اينكه مراد استصحاب است در مورد شكّ در بقاء و نه در شكّ سارى ؟
* نظر جناب شيخ در پاسخ به اين سؤال چيست ؟
دلالت اين حديث شريف ، روى ملاكهايى كه براى شكّ سارى گفته شد ، بر شكّ سارى روشن و واضح است ، و لكن مىتوان كارى كرد كه بر استصحاب نيز دلالت كند . چرا ؟ و چگونه ؟ به اين خاطر كه اختلاف زمان يقين و شكّ كه نصّ حديث است ، در استصحاب هم متصوّر است .
فى المثل : ديروز يقين داشتم به وجود فلان حكم ، امروز در بقاء آن حكم به شكّ افتادهام .
* جناب شيخ درست است كه زمان يقين و شكّ در استصحاب مختلف است و لكن متعلّق يقين و شكّ ذاتا و ماهيتا متحد است ؟
بله ، در رابطهء با اتحاد متعلّق يقين و شكّ كه نصّ حديث است ، در رابطهء با استصحاب نيز ايجاد وحدت مىكنيم .
* چگونه ؟
با الغاء قيد زمان ، بدين معنا كه با الغاء قيد زمان متيقّن و مشكوك يكى مىباشد ، همانطور در شكّ سارى با حفظ قيد زمان متيقّن و مشكوك يكى است . فى المثل : شما يقين داشتيد به عدالت زيد در ديروز ، امروز شكّ دارى به عدالت ديروز او ، قيد زمان را بردارد ، همان عدالت را استصحاب كن .
پس : مىتوان به طريقى مطلب را اصلاح كرد و حديث را منطبق بر قاعدهء استصحاب نمود ،