تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
ديروزتان شكّ داريد ، نماز ديروزتان را امضاء كرده صحيح مىدانيد و لكن از امروز به بعد كه شكّ داريد عادل است يا نه ديگر پشت سر او نماز نمىخوانيد . و لذا : اين كار در حقيقت امضاى يقين قبلى است و نه نقض آن ، اگر شما بخواهيد بگوئيد كه يقين قبلى در اينجا نقض شده است ، حالت مجاز دارد و نه حقيقت و چنان كه گفتيم نقض حقيقى در قاعدهء اليقين صورت مىگيرد . * جناب شيخ اگر گفته شود كه خير اين حديث ظهور در استصحاب داشته و مربوط به آن است منظور مستشكل از اين حرف چيست ؟ مىخواهد بگويد كه : 1 - حرف اوّل شما اين بود كه حديث من كان على يقين فشك ، فليمض على يقينه ظهور دارد در اختلاف زمان يقين با زمان شكّ ، سؤال ما اين است كه اين اختلاف زمانى يقين با شكّ چه تنافى با استصحاب دارد ؟ مگر شما پس از آن نگفتيد كه ممكن است زمان يقين و شكّ هم در استصحاب يكى باشد و ممكن است مختلف باشد ؟ 2 - اينكه شما مىگوييد حديث دلالت دارد بر اتحاد متعلّق يقين و شكّ ، بله ما نيز گفتيم كه متعلّق يقين و شكّ بايد يكى بوده و متحد باشند ، لكن از شما مىپرسيم كه اين قيد زمان را شما از كجا آورده‌ايد ؟ بلكه بايد بدانيد ظاهر اينست كه : زمان ، قيد متعلّق يقين و شكّ نمىباشد . بنابراين : وقتى زمان را در اينجا قيد نگرفته و گفتيم : كان على يقين من عدالة زيد ، فشكّ فى عدالة زيد ، متعلقها بدون لحاظ قيد زمان يكى مىشود . حديث هم كه دلالتى بر قيد بودن زمان در متعلّق ندارد . پس : متعلّق يقين و شكّ يكى شده و حديث مربوط به استصحاب است . فى المثل مىگوئيم : كان يوم الجمعة متيقنا به عدالة زيد ، فشكّ يوم السّبت فى عدالة زيد . پس : با اين حساب مىتوان حديث را منطبق بر استصحاب كرد . * * *