مختلف باشند .
به عبارت ديگر : متعلّق يقين و شكّ در قاعدهء اليقين زمانا بايد متحد باشند ، و لكن در استصحاب بايد مختلف باشند . الحاصل :
الف : وقتى به حقيقت شكّ سارى توجّه كرديم ، متوجه شديم كه متعلق يقين و شكّ يكى است لكن با قيد زمان ، فى المثل : 1 - متيقّن عدالت زيد بود در روز جمعه 2 - مشكوك هم عدالت زيد بود در روز جمعه .
ب : و وقتى به حقيقت استصحاب توجّه كرديم ، متوجه شديم كه متعلّق يقين و شكّ دو تا است و زمانا مختلفاند . فى المثل : 1 - متيقّن ما عدالت زيد است در روز جمعه 2 - مشكوك ما نيز عدالت زيد در روز شنبه .
* چگونه مىتوان متعلّق يقين و شكّ را در استصحاب يكى نمود ؟
با برداشتن قيد زمان ، فى المثل :
1 - متعلّق يقين و يا به تعبير ديگر متيقّن من عدالت زيد است ، بدون اينكه روز جمعه را لحاظ كنيم .
2 - متعلّق شكّ و يا به تعبير ديگر مشكوك من نيز عدالت زيد است ، بدون اينكه روز شنبه را لحاظ كنيم .
در نتيجه با لحاظ نكردن قيد زمان ، متيقّن و مشكوك به لحاظ ذات و ماهيّت يكى مىشود .
بدين معنا كه قبلا به عدالت زيد يقين داشتم ، اكنون هم به عدالت او شكّ دارم .
متعلّقها در قاعدهء اليقين يكى است و لو با قيد زمان و لكن استصحاب با الغاء قيد زمان آنهم ذاتا و ماهية يكى مىشوند و نه با قيد زمان .
* منظور ؟
برخى گفتهاند چون حديث شريف مىگويد براى يقين سابق ارزش قائل شويد و در صورتى كه شكّ كرده و شكّ شما سارى بود و به گذشته سرايت مىكرد ، به سرايت اين شكّ توجّه نكرده ، يقين قبلى خود را حفظ كنيد ، پس ظهور در قاعدهء اليقين دارد و نه استصحاب .
* دليلشان چيست ؟
1 - اينكه ما در قاعدهء اليقين نيازمند به اختلاف زمان يقين و شكّ داريم و اين حديث بر اين اختلاف زمانى يقين و شكّ دلالت دارد .
* چرا ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٦١