زيرا : در ( من كان على يقين ، كان دلالت بر گذشته دارد ، و ( فاء ) در فشكّ ، تفريعيّه بوده و دليل بر شكّ پس از يقين مىباشد .
پس : حديث ظهور در قاعدهء اليقين دارد و مربوط به شكّ سارى است .
2 - اينكه ظاهر حديث نيز دلالت دارد بر اينكه متعلّق يقين و شكّ زمانا متحد بوده و يكى است .
* چرا ؟
زيرا وقتى مىگويد : ككان يوم الجمعة على يقين على عدالة زيد فى اليوم الجمعة پس از آن مىفرمايد : فشك فى يوم السّبت فى عدالة زيد فى يوم الجمعة .
پس : حديث دلالت دارد بر متعلّق يقين و شكّ زمانا ، كه اين همان قاعدهء اليقين است و يا شكّ سارى .
بنابراين : حديث مزبور منطبق مىشود با آن دو ملاكى كه براى اليقين گفته شد .
3 - از طرف ديگر وقتى ما قاعدهء اليقين را گرفته و متعلّق يقين و شكّ را متحد دانستيم و لو با قيد زمان ، كه متعلّق يقين عدالت زيد در روز جمعه است و متعلّق شكّ هم عدالت زيد در روز جمعه است ، كلمهء ( فليمض ) در معناى حقيقى خودش استعمال مىشود . چرا ؟ بخاطر اينكه فى المثل : شما روز جمعه يقين داشتيد كه زيد عادل است ، رفتيد و پشت سر او نماز خوانديد ، و لكن روز شنبه به شكّ افتاديد كه آيا او روز جمعه عادل بوده است يا نه ؟
شارع فرموده : فليمض ، يعنى آن يقين قبلى را امضاء كن و نمازى را كه ديروز پشت سر زيد خواندهاى صحيح به حساب آر . به عبارت ديگر : در قاعدهء اليقين ، ما شكّ خود را به گذشته سرايت نمىدهيم و براى يقين سابق خود ارزش قائل مىشويم .
امّا در باب استصحاب ، و لو ما براى يقين سابق خود ، ارزش قائل نشويم ، در حقيقت آن يقين سابق را به هم مىزنيم ، به هم زدن آن مجازى است . چرا ؟ زيرا زمان متيقّن و شكّ مختلف است ، فى المثل : روز جمعه يقين داشتيد كه زيد عادل است ، رفتيد و پشت سر او نماز خوانديد ، و لكن روز شنبه شكّ كردى كه آيا امروز هم عادل است يا نه ؟
حال : اگر شما بخواهيد كه آن يقين سابق در روز جمعه را امضاء بكنيد چگونه امضاء مىكنيد ؟
آيا نماز ديروز را اعاده مىكنيد ؟ قطعا خير ، تنها امروز كه شكّ دارى نمىروى پشت سر او نماز بخوانى .
به عبارت ديگر : ديروز يقين داشتيد ، پشت سر زيد نماز خوانديد ، اكنون در رابطهء با نماز
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٦٢