* حاصل مطلب در ( لانّه ان كان المراد بقوله : ( قام فاضاف اليها اخرى ) . . . ) چيست ؟
بيان اولين احتمال موجود در حديث است مبنى بر اينكه : ممكن است مراد امام عليه السّلام از قام فاضاف اليها ركعة ، اين باشد كه بنا را بر اقلّ بگذارد و برخيزد يك ركعت ديگر هم متصل به آن سه ركعت بجا آورد ، مضافا بر اينكه مراد از لا ينقض اليقين بالشكّ نيز اين باشد كه يقين سابق به عدم انجام ركعت چهارم را با شكّ لا حقّ در انجام ، نقض نكند ، بلكه عملا بنا را بر همان يقين سابق بگذارد و حكم كند به عدم انجام و يك ركعت را بجاى آرد .
حال براساس اين احتمال حديث به درد استدلال بر حجيّت استصحاب مىخورد ، و لكن اين احتمال به اشكالات متعددى است كه شيخ به دو تا از اين اشكالات اشاره مىكند :
1 - يكى اينكه اين احتمال مخالف با مذهب اهل بيت عليهم السّلام و موافق با مذهب اهل سنّت است . چرا ؟ زيرا بنا بر مبناى عامّه در شكوك نماز بايد بنا را بر اقلّ گذاشت و نماز را متصلا تكميل نمود و لكن بر مبناى فقهاى اماميّه به پيروى از ائمه عليهم السّلام كه فرمودهاند : اذا شككت فابن على الاكثر ، بنا را بايد بر اكثر يعنى چهار ركعت گذاشته نماز را سلام دهد و سپس يك ركعت نماز احتياط منفصلا انجام دهد .
پس : براساس اين احتمال بايد حديث را حمل بر تقيه نمود و حال آنكه الاصل ، عدم التقية .
2 - ديگر اينكه اين احتمال با ظاهر فقره يا فراز اوّل حديث سازگار نيست . چرا كه امام عليه السّلام در رابطهء با شكّ ميان 2 و 4 فرمودند يركع ركعتين بفاتحة الكتاب و اين مبيّن اين است كه او بايد دو ركعت نماز احتياط منفصلا بجا آورد . چرا ؟
زيرا اگر مراد امام عليه السّلام اين بود كه اين دو ركعت متصلا باشد به نحوى كه نمازگزار بنا را بر اقلّ بگذارد و اين دو ركعت بعنوان ركعت سوّم و چهارم به حساب آيد ، هرگز نمىفرمودند كه : اين دو ركعت بايد با فاتحة الكتاب باشد ، بلكه يا كلام را مطلق مىآوردند و يا صراحتا مىفرمودند كه تسبيحات اربع بخواند و يا حكم به تخيير مىنمودند .
بنابراين : تعيين فاتحة الكتاب قرينه است بر اينكه مراد امام نماز احتياط بوده است ، آنگاه به قرينه وحدت سياق مىگوئيم : در فراز بعدى نيز كه مىفرمايد : قام و اضاف اليها اخرى ، مراد اين است كه در آن صورت نيز بايد آن را منفصلا بخواند تا نماز احتياط باشد ، كه اين مذهب اماميّه است .
پس : اين احتمال قابل قبول نمىباشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٣٣