فرمودند : ( ان كنت قد نقصت فكذا ، و ان كنت قد اتممت فكذا ) ، استفاده مىشود كه : يقين مورد نظر يقين به برائت است ، پس مراد ، واجب بودن احتياط و تحصيل يقين به برائت است كه با بنا گذاشتن بر اكثر و بجا آوردن يك ركعت مستقل ، آنچه كه احتمالا كم گذاشته قابل تدارك و جبران است .
( مراد از بناء بر يقين در اخبار )
و در تعدادى از اخبار از ( يقين ) و ( احتياط ) اين نحوهء از عمل ارائه شده است ؛ از آن جمله در روايت موثق كه مورد بحث قرار خواهد گرفت ، فرمودند : اذا شككت فاين على اليقين ) .
مقصود از اين روايتها كه دستور به بناى بر يقين و نشكستن يقين مىدهند بنا گذاشتن بر عددى كه متيقّن است ، سلام برآن ، و جبران آن بوسيلهء نماز احتياط است .
روى اين جهت در تعدادى از خبرها چيزى گفته شده كه دلالت مىكند بر اينكه عمل ، واقع را احراز مىكند ؛ مثل اين سخن امام عليه السّلام كه فرمودند : الا اعلّمك شيئا اذا فعلته ، ثمّ ذكرت انّك نقصت او اتممت ، لم يكن عليك شىء ؟
گروهى هم به پيروى از سيد مرتضى ، متصدى بيان اين شدهاند كه مراد از ( عمل ) ، همان اخذ به يقين و احتياط است ، و نه چيزى كه اهل سنّت گفتهاند كه بنا بر اقلّ گذاشته شود .
و مبالغهء امام عليه السّلام در اين صحيحه با تكرار به عدم اعتنا به شكّ ، و در روايات ديگر بنا گذاشت بر يقين و احتياط ، اشعار به اين دارد كه در مقابل اهل سنّت كه گمان مىكردند مقتضاى بنا بر يقين ، همان بناى بر اقلّ و ضميمه كردن ركعت مشكوك به آن است ، بوده است .
* * *
تشريح المسائل
* سومين حديثى كه در حجيّت استصحاب به آن استناد شده است كدام حديث است ؟
صحيحهء سوّم زراره است كه به نقل از امام باقر عليه السّلام يا امام صادق عليه السّلام گفتهاند :
قلت له : من لم يدر فى اربع هو او فى ثنتين ، و قد احرز الثّنتين ؟ قال : يركع ركعتين و اربع سجدات و هو قائم بفاتحة الكتاب و يتشهّد ، و لا شىء عليه .
و اذ لم يدر فى ثلاث هو او فى اربع و قد احرز الثلاث ، قام فاضاف اليها اخرى و لا شىء عليه ؛ و لا ينقض اليقين بالشكّ ، و لا يدخل الشك فى اليقين ، و لا يخلط احدهما بالآخر ؛ و لكنّه ينقض