الشكّ باليقين ، و يتمّ على اليقين فيبنى عليه ، و لا يعتدّ بالشكّ فى حال من الحالات . « 1 »
زراره ( ره ) مىگويد : به امام باقر و يا امام صادق عليه السّلام عرض كردم : شخصى در اثناء نماز شكّ مىكند كه آيا دو ركعت خوانده يا چهار ركعت ، چه بايد بكند ؟ امام عليه السّلام فرمودند : دو ركعت نماز ايستاده بجا آورد ، همراه با چهار سجده ( يعنى در هر ركعت دو سجده ) و اين دو ركعت را بايد با فاتحة الكتاب بخواند ( نه تسبيحات اربعه ) ، سپس تشهد بخواند و نماز را تمام كند ، كه ( در اين صورت وظيفهء شرعىاش را انجام داده ) و چيزى بر ذمهء او نيست .
سپس خود امام فرمودند : و اگر شخص نمازگزار ميان ركعت 3 و 4 شكّ كند ، بايد قيام نمايد و يك ركعت ديگر بدان بيفزايد ( كه در اين صورت نيز ) چيزى بر ذمهء او نيست .
سپس فرمودند : نبايد كه يقين را با شك بشكند ، و نبايد شكّ را در يقين داخل كند ، و نبايد يكى از اين دو را با ديگرى مخلوط كند ، و لكن بايد شكّ را با يقين نقض كند و نمازش را با يقين به اتمام برساند . و بايد بنا را بر يقين بگذارد و نبايد در هيچ حالى از حالات به شكّ اعتنا كند .
* در رابطهء با اين حديث شريف چه مباحثى مطرح است ؟
دو بحث مطرح است : 1 - بحث سندى 2 - بحث دلالى
در بحث سندى به اين سخن بسنده مىكنيم كه اين حديث همچون دو صحيحهء قبلى مضمره است و اين مسئله ضررى به صحت حديث نمىزند .
و امّا در بحث دلالى مىگوئيم : مرحوم فاضل تونى در كتاب وافية الاصول براى حجيّت استصحاب به اين حديث استدلال كرده و مرحوم سيد صدر نيز در شرح وافيه ، استدلال جناب فاضل را پذيرفته است ، چنان كه برخى از متأخرين هم بدان استناد كردهاند .
* پس غرض شيخ از ( و فيه تأمل . . . ) چيست ؟
اين است كه : به عقيده ايشان ، دلالت اين حديث بر حجيّت استصحاب ناتمام است . چرا كه در اين حديث احتمالاتى متصوّر است كه بنا بر بعضى از آنها اين حديث به درد استصحاب مىخورد و لكن اين احتمالات مخدوشاند و بنا بر برخى از احتمالات كه مؤيد هم دارد ، به درد استصحاب نمىخورد .
فما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 351 ، تهذيب الاحكام ، ج 2 ، ص 186 ، ح 740 ، وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 220 ، ج 3 .