داراى يقين سابق بودى و سزاوار نيست كه يقين را با شكّ بشكنى .
به عبارت ديگر : وقتى ( ال ) براى جنس باشد و قيد من طهارت ملغى شود ، سالبهء كليّه نتيجه مىدهد ، يعنى بطور كلّى استصحاب در موارد شكّ در رافع قانونيّت دارد و جارى مىشود .
2 - از طرفى ظهور اين حديث در جنس بودن اليقين ، قوىتر از حديث اولى است پس به طريق اولى قابل استدلال است .
وجه اظهريت آنهم اين است كه : در حديث اوّل جملهء شرطيه در كار بود و لذا يك احتمال اين بود كه جملهء فانّه على يقين توطئه و تمهيد باشد ، كه گفتيم ارادة الجنس على هذا اوهن . . . و حال آنكه در اين حديث خبرى از آن احتمالات نيست و مستقيما در بيان علّت است و ظهور در تعميم دارد .
پس به راحتى مىتوانيم براى حجيّت استصحاب در همه جا از اين حديث استفاده كنيم .
* فراز مورد بحث بعدى كدام فراز است ؟
اين فراز است كه زراره مىپرسد اگر اين فردى كه خوندماغ شده است ، فى المثل در اثناء نماز متوجه شود كه لباسش خونى است ، آيا اين نماز استيناف دارد يا نه ؟
امام فرمودند : اگر قبل از نماز نسبت به نجاست لباست شكّ كرده بودى لكن در اثناء نماز متوجه خون شدى ، تغسله و تعيد ، لباست را تطهير كرده ، نماز را اعاده مىكنى و اگر قبل از نماز پس از نظر و نگاه به لباست خونى مشاهده نكرده ، به پاك بودن لباست مطمئن شدى ، لكن در اثناء نماز ديدى كه خون در لباس تو هست ، همانجا لباست را پاك مىكنى و نمازت را از همانجا ادامه مىدهى تا آخر .
چرا ؟ زيرا : و ليس ان تنقض اليقين بالشكّ .
بخاطر اينكه تو قبلا يقين به طهارت لباست داشتى ، و اكنون شكّ مىكنى كه آيا نجس بوده است يا نه ؟ و لذا ليس ان ينبغى ان تنقض اليقين بالشكّ .
چرا ؟ زيرا ممكن است كه اكنون اين خون به لباس تو اصابت كرده باشد ، پس اعاده و استيناف لازم ندارد . يعنى چه ؟ يعنى اينكه امام عليه السّلام در اينجا استصحاب طهارت را اجرى فرمودند .
* جناب شيخ نظر حضرتعالى نسبت به استصحاب مزبور در اينجا چيست ؟
در آن قضيه اوليه كه امام عليه السّلام فرمودند : تغسله و لا تعيد ، لباست را تطهير كن و نمازى را كه خواندهاى اعاده نكن دو احتمال وجود دارد :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٢٠