تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
جنس بودن ( ال ) وجود دارد كه ما به واسطهء اين قرائن ( ال ) ، را ، جنس مىگيريم ، اين قرائن چنان كه در مطالب قبل هم ذكر شد عبارتند از : 1 - قرينهء مقاميه ، كه مقام صدور حديث براى ضرب قاعده كليه است و نه جزئيّه . 2 - قرينهء تعليل باتوجّه به اينكه اصل در تعليل هم ارتكازى بودن است و نه تعبّدى بودن . 3 - قرينهء مقابلهء يقين با شكّ است ، باتوجّه به اينكه ( ال ) در الشك ، ( ال ) جنس است . 4 - فراز اوّل حديث كه بدون فاء تفريع بود و ظهور در جنس دارد . در نتيجه : با استدلال به اين حديث نيز مىتوان حجيّت استصحاب را اثبات نمود . * تفسير حضرت امام خمينى ( ره ) از روايت دوّم زراره در اينجا چيست ؟ مىفرمايد : دو فقره از اين روايت مورد استدلال است ، كه فقرهء اوّل آن عبارت ( فان ظننت انّه قد اصابه . . . ) مىباشد كه چهار احتمال در آن متصوّر است : 1 - اينكه گمان به اصابت داشته و در لباسش نظر كرده و لكن چيزى نديده است و لكن بدون اينكه از نظر و نگاهش ، علم يا اطمينان حاصل كرده باشد ، نماز خوانده است . اين نمازگزار وقتى نجاست را در لباسش ديد ، دانست كه اين نجاست ، همان نجاست مورد ظنّ و گمانش بوده و نمازش در لباس نجس واقع شده است . 2 - اينكه گمان به اصابت داشته ، در لباسش هم نظر كرده ، چيزى هم نديده ، از نگاه خود به علم و اطمينان هم نرسيده و لكن پس از نماز احتمال مىدهد كه نجاست پس از ورود به نماز بوجود آمده باشد و احتمالا نمازش در نجاست واقع شده باشد . 3 - اينكه پس از گمان ، با نظر و نگاه ، علم پيدا كرده كه نجس نشده ، لكن پس از نماز علمش به علم مخالف تبديل گرديده ، كه از اوّل نجاست بوده است . 4 - احتمال قبلى به‌علاوهء ، اين احتمال كه نجاست پس از ورود به نماز پيدا شده باشد و نمازش در نجاست واقع شده باشد . سپس در بررسى هريك از اين احتمالات مىفرمايد : - احتمال سوّم با تعليلى كه در پاسخ امام عليه السّلام آمده است در تنافى است . - احتمال چهارم نيز كه منطبق بر قاعدهء يقين است ، بعيد است . چونكه اگر برايش علم پيدا شده بود ، بايد در سؤال ذكر مىكرد ، بخاطر اينكه اين احتمال در حكم دخالت دارد و ذكر نشدن آن در سؤال دليل بر عدم علم است و در مقام سؤال غفلت از موضوع خلاف اصل است . بعلاوه ، اينكه جملهء ( و ليس ينبغى لك ان تنقض اليقين ) ، ظهور در فعليت شكّ و يقين با هم