متوجه مىشود و نصف نمازش فى المثل در لباس نجس بوده است كه فراز اخير است ، متفاوت مىباشد .
درحالىكه :
اولا : از آنجا كه ظاهرا سؤال در هر دو فراز يكى است ، جواب هم بايد يكى باشد نه دو تا .
ثانيا : اگر قرار باشد كه در فراز اخير اعاده لازم باشد ، بطريق اولى بايد در فراز مورد بحث اعاده لازم باشد ، چرا كه در اينجا تمام عبادت در لباس نجس صورت گرفته است .
پس : وجهى براى ادعاى شما باقى نمىماند و اشكال همچنان بر حال خود باقى است .
* اشكال سيد صدر شارح وافيه به قسمت دوّم بيان شيخ در اينجا چيست ؟
قياس فراز مورد بحث در اينجا با فراز اخير روايت ، قياسى مع الفارق است . چرا ؟ زيرا :
1 - در فراز اخير در اثناء نماز متوجه نجاست مىشود ، امام عليه السّلام مىفرمايد : تعيد . چرا ؟ چونكه شكّ در قبل از نماز اين نمازگزار مقرون به علم اجمالى بوده و در اثناء نماز تبديل به علم تفصيلى شده است .
بلاشكّ علم اجمالى مؤثر بوده و استدعاى فراغت يقينيه مىكند و لذا بايد اعاده كند .
2 - لكن در فراز مورد بحث كه سائل مىپرسد ، فان ظننت ، شكستن ، شكّ بدوى بوده است .
- بلاشكّ در شكّ بدوى يعنى شكّ در اصل تكليف ، برائت جارى شده و اعاده لازم ندارد .
پس : قياس جناب شيخ مع الفارق است .
* غرض از ( الا ان يحمل هذه الفقرة . . . ) چيست ؟
پاسخ جناب شيخ است به توجيه فوق مبنى بر اينكه :
اولا : اين توجيه با ظاهر كلام نمىسازد ، چرا كه امام عليه السّلام فرمودند : تعيد اذا شككت فى موضع ثمّ رأيته يعنى : اگر در قبل از نماز نسبت به نجاست لباست شكّ كردى و سپس در اثناء نماز آن را مشاهده نموده يقين حاصل نمودى ، اعاده كن .
متبادر به ذهن از شكّ در اينجا ، همان شكّ بدوى است و نه شكّ مقرون به علم اجمالى .
ثانيا : اين توجيه با ظاهر كلام بعدى امام هم كه فرمودند : و ان لم تشكّ ثمّ رأيته ، ناسازگار است ، چرا كه در اينجا نيز آنچه به ذهن متبادر مىشود ، صرف شكّ بدوى است . يعنى به قرينهء مقابله هر دو تعبير گوياى يك مطلب است كه شكّ ، شكّ بدوى است .
و لذا تفاوتى از اين جهت بين دو فراز حديث وجود نداشته و قياس ما مع الفارق نمىباشد .
الحاصل : در بررسى مطلب براساس احتمال اوّل با اين اشكال روبرو شديم كه چگونه
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٠٨