استصحاب و عدم نقض يقين به شكّ ، مىتواند علّت عدم اعاده شود ؟ امّا بر حسب قواعد تاكنون پاسخى براى اين اشكال نيافتيم ، مگر اينكه بگوئيم مطلب تعبّدى است كه اين سخن ديگرى است .
* حاصل مطلب در ( و الثانى : ان يكن مورد السؤال رؤية النجاسة . . . ) چيست ؟
بيان دومين احتمال متصوّر در اينكه مورد سؤال سوّم سائل كجا و چيست مىباشد مبنى بر اينكه : ممكن است كه مورد سؤال زراره ، بر خلاف احتمال اوّل اين باشد كه :
- اگر پس از نماز خونى مشاهده كرده و لكن يقين نداشته باشد كه همان خونى باشد كه قبل از نماز احتمالش را مىدادم ، بدين معنا كه هم احتمال مىرود كه اين همان خون باشد ، هم احتمال مىرود كه خون جديدى باشد كه پس از نماز به لباسم اصابت كرده باشد . وظيفهام چيست ؟
مىگوئيم : براساس اين احتمال ، معناى اين سخن امام عليه السّلام كه فرمودند : و ليس ينبغى لك . . .
اين مىشود كه نقض يقين سابق به طهارت را ، با شكّ لاحق در بقاء آن و احتمال وجود نجاست در اثناء نماز ، شايسته نيست .
* مراد از ( و هذا الوجه سالم عما يرد على الأول . . . ) چيست ؟
اين است كه حكم به عدم اعاده و تعليل به استصحاب نيز قانونيّت پيدا كرده و اشكالى كه در احتمال اوّل بود ، در اينجا وارد نمىآيد . چرا ؟ زيرا در اين فرض ، شكّ لا حقّ ، منحصر به زمان ورود اين فرد به نماز نيست ، بلكه تا آخر نماز نيز ادامه دارد ، كه در چنين فرضى بر خلاف احتمال اوّل اعاده كردن ، نقض يقين به يقين نيست .
* پس غرض از ( الا انّه خلاف ظاهر السؤال ) چيست ؟
اين است كه : اين احتمال دوّم مبتلاى به اشكال ديگرى است و آن اينكه بر خلاف ظاهر سؤال سائل است . چرا كه ظاهر سؤال اينست كه اين خونى كه پس از نماز مشاهده كرده ، همان خونى است كه قبل از نماز بوده است و لكن در آن موقع آن را نديد و اكنون ديده است .
بنابراين : هريك از دو احتمال مبتلا به اشكالى است كه براى رفع آن ، يا بايد ظاهر سؤال را گرفته ، پاسخ امام را توجيه كنيم ، يا بايد ظاهر كلام امام را گرفته ، سؤال را توجيه كنيم .
بله ، عبارت ( فليس ينبغى لك . . . ) در آخر حديث دلالت دارد بر اينكه : اين فرد ، در وقوع نجاست ، شكّ دارد كه آيا اوّل نماز واقع شده است و يا اينكه به هنگام ديده شدن ، واقع شده است . و لذا مراد اين است كه : اگر با اشتغال به شستن لباس ، نمازش را قطع كرده ، در صورتى كه منافى نماز را مرتكب نشده باشد ، نمازش صحيح است و باطل نمىشود كه اين تفسير مخالف
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٠٩