حال : براساس اين احتمال مىتوان گفت :
1 - مراد امام عليه السّلام از يقين به طهارت در عبارت ( لانّك كنت على يقين من طهارتك ) ، آن يقين به طهارتى است كه اين فرد قبل از ظنّ به اصابت نجاست داشته است . چرا كه قبل از اينكه احتمال اصابت نجاست بدهد ، يقين داشت كه لباسش پاك است كه اين همان يقين سابق است .
2 - و مراد ايشان از شكّ در طهارت كه با عبارت فشككت آمده است ، آن شكى است كه در هنگام ورود به نماز براى او حاصل شده ، وارسى هم كرده ولى نجاست را نيافته ، لكن احتمال بودن نجاست منتفى نيست .
به عبارت سادهتر : مراد اين است كه اين آقا پس از اينكه آن نجاست را پس از نماز مشاهده كرده و فهميده است كه اين نجاست قبل از ورود به نماز به جامهاش اصابت كرده است اكنون يقين دارد كه در جامهء نجس نماز خوانده است . يعنى حين الورود به نماز شاك بوده است نه پس از نماز و لذا امام كه مىفرمايند : لا تنقض اليقين بالشك ، مرادشان آن يقين قبل از ظنّ و شكّ است و نه اين يقين پس از نماز .
* حاصل و نتيجهء اين بحث چيست ؟
اين است كه براساس اين احتمال قاعدهء استصحاب با استدلال به اين حديث ثابت مىشود .
* پس انما الكلام در چيست ؟
در اين است كه : آيا اين استصحابى كه در اينجا صورت مىگيرد ، جواز دخول در نماز است يا دليل بر عدم وجوب اعادهء نماز .
به عبارت ديگر : پس از سؤال سائل امام عليه السّلام فرمودند : لا تعيد ، نماز را اعاده نكن .
او پرسيد چرا ؟
1 - امام فرمودند : لانك كنت على يقين . يعنى به دليل قاعدهء استصحاب ( صغرى )
2 - سپس فرمودند : لا تنقض اليقين بالشك . ( كبرى )
منتهى اين صغرى و كبرى را علّت براى عدم اعاده قرار داد .
حل اشكال اين است كه : اين پاسخ امام عليه السّلام صلاحيت عليّت براى مشروعيت و جواز ورود به نماز را دارد و نه عليّت براى عدم اعاده نماز را . چرا ؟ زيرا :
1 - نسبت به اصل ورود در نماز يقين سابق به طهارت دارد و شكّ لا حقّ در بقاء ، و لذا يقين سابق را استصحاب كرده ، وارد نماز مىشود و چنانچه از ورود به نماز امتناع بكند اين نقض يقين به شكّ است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٠٣