باشد براى طهارت واقعيه . چرا ؟
بخاطر اينكه ( اصلا ) عدم اجزاء ( و وجوب الإعادة ) در طهارت محقّقه معقول نيست ( يعنى وقتى شما در طهارت واقعيه نماز خواندى و مأتى به شما با مأمور به مطابق شد ، عقلا وجوب اعاده بىمعناست و اين را عقل مىفهمد و نيازى به حكم شرع ندارد . و حال آنكه در ما نحن فيه فرض اين است كه مأتى به با مأمور به مطابق نگرديده است ، آنوقت چگونه عقل بگويد كه در اينجا اعاده واجب نيست ، اگر شرع هم بگويد اصل مثبت مىشود و اصل مثبت حجّت نيست ) .
در صورتى كه ( اين فرمايش امام عليه السّلام كه در آن استصحاب قبلى فرمودند : نماز را اعاده نكن ) موجب فرق بين وقوع تمام نماز است در لباس نجس كه نماز را اعاده نمىكند ، و بين وقوع قسمتى از نماز در لباس نجس ، كه نماز را اعاده مىكند ، چنان كه ظاهر فرمايش امام عليه السّلام پس از اين فرقگذارى كه فرمود وقتى در ابتداى نماز شكّ كردى و سپس آن نجاست را ديدى ، اعاده كن ( و نمازت را از سر بگير ، همين است ؛ مگر اينكه اين فقره ، چنان كه سيد صدر شارح وافيه نيز آن را اظهار كرده است ، حمل شود بر اينكه : اگر قبل از نماز مىدانست كه نجاست به لباسش اصابت كرده و لكن در محل آن شكّ كرده است و لكن فراموش كرده كه آن را بشويد ( يعنى شكّ در آنجا شكّ بدوى بوده و لكن در اينجا كه مىگويد : اذا شككت ثم رايته شكّ او همراه با علم اجمالى است ) و اين مخالف با ظاهر كلام است ، و ظاهر كلام امام عليه السّلام پس از آن مطلب اين است كه : هركجا كلمهء شكّ ذكر شده ، همان شكّ بدوى است .
2 - و احتمال دوّم اينكه : مورد پرسش ، ديدن نجاست بعد از نماز باشد ؛ كه احتمال واقع شدن آن نجاست بعد از نماز داده مىشود . مراد اين است كه : شكستن يقين به طهارت را ، با احتمال اينكه در حال نماز لباسش نجس بوده ، شايسته نيست . و اين صورت دوّم ، از اشكالى كه بر مورد اوّل وارد است ، سالم است ، جز اينكه مخالف ظاهر سؤال مىباشد .
البته جملهء ( فليس ينبغى لك . . . ) در آخر حديث دلالت دارد به اينكه در وقوع نجاست ، شكّ دارد كه آيا اوّل نماز واقع شده است يا اينكه هنگام ديده شدن آن واقع شده است .
مراد اين است كه : اگر با اشتغال به شستن لباس نمازش را قطع كرده ، در صورتى كه ديگر منافى نماز را مرتكب نشده ، نمازش باطل نمىشود ، كه اين تفسير مخالف اجماع است . و اينكه نشكستن يقين ، متفرّع بر احتمال متأخر بودن وقوع نجاست از نماز باشد . ( ال ) در ( اليقين ) ، امتناع از حمل بر جنس دارد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٠١