پس اگر آن را سالبهء جزئيّه معنا كنيم ( ال ) مىشود عهد ذكرى و اگر آن را سالبه كليه معنا كنيم مىشود ارتكازى و هذا هو الحق . و لذا به فرض هم كه ( ال ) استغراقى باشد ، و لكن بايد عبارت را سالبهء كليه معنا نمود . چنان كه مشابه آن را در بسيارى از جاها داريم .
فى المثل : كسى پشت سر رسول خدا نماز مىخواند ، فكر كرد كه نماز چهار ركعتى سه ركعتى خوانده شد ، سؤال كرد ، انسيت يا رسول الله ، ام قصر فى الصلاة ؟ رسول اللّه فرمود : كلّ ذلك لم يكن . حال شما كلّ ذلك لم يكن را سالبهء كليه معنا مىكنيد يا سالبهء جزئيّه ؟
اگر سالبهء جزئيّه معنا كنيد ، معناى آن اين مىشود كه همهء اينها را كه شما گفتيد نشده است .
يعنى : بعضىهايش صورت گرفته يا قصر يا فراموشى ، و حال آنكه اين با شأن رسول خدا سازگار نيست ، يعنى نه ايشان سهو و نسيان كرده ، نه نماز قصر شده است . و لذا بايد آن را سالبهء كليه معنا نمود و گفت : نه ، هيچيك از اينها كه شما گفتيد نشده است .
يعنى : نه نماز قصر شده و نه من چيزى را فراموش كردهام .
به عبارت ديگر : درحالىكه عام تحت سلب است و بايد آن را سالبه جزئيّه معنا نمود ، معذلك آن را سالبهء كليه معنا مىكنيم .
2 - يكى ديگر از قرائن كلمهء ( ابدا ) در لا ينقض اليقين ابدا ، مىباشد . يعنى اگر شما عبارت را سالبهء جزئيّه بگذاريد ، ابدا ديگر بىمعنا خواهد بود . و لذا بايد عبارت را سالبهء كليه معنا كنيم تا با تأكيد ابدا ، سازگارى داشته باشد .
از اين گذشته ، امام اين مطلب را در ضرب القاعده فرموده است ، و لذا اگر عبارت را سالبهء جزئيّه معنا كنيد با مقام ضرب القاعده سازگار نيست .
پس بايد آن را سالبهء كليه معنا كنيم تا با مقام ضرب القاعده نيز سازگار باشد .
الحاصل : به فرض كه ( ال ) استغراق باشد ، قضيهء مزبور هم از قبيل عام تحت سلب باشد و نه نكره در سياق نفى ، براساس قرائن موجود بايد عبارت لا ينقض اليقين را سالبه كليه معنا نمود . و نه سالبهء جزئيّه .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٩٣