رأيته رطبا قطعت الصلاة و غسلته ثمّ به نيت على الصلاة ؛ لانّك لا تدرى ، لعلّه شىء اوقع عليك ؛ فليس ينبغى لك أن تنقض اليقين بالشكّ . . . الحديث » . « 1 »
و التقريب : كما تقدّم فى الصحيحة الاولى ، و إرادة الجنس من اليقين لعلّه أظهر هنا .
ترجمه
( استدلال به صحيحهء ثانيهء زراره در حجيّت استصحاب در شكّ در رافع )
و از جملهء اين روايات صحيحهء ديگرى است از زراره كه اين نيز مضمره است . زراره مىگويد :
به امام عرض كردم :
1 - مقدارى ( نجاست اعمّ از ) خون بينى يا غير آن از خون رحم و يا مقدارى از منى به جامهء من اصابت كرده ( به نحوى كه به ) جاى نجاست ( علم تفصيلى پيدا كرده محل آن را علامتگذارى كردم ) تا اينكه براى شستن آن به آب دسترسى پيدا كنم ، پس به آب رسيدم . لكن هنگام نماز فرا رسيد و من فراموش كردم كه لباس من نجس بود ( و لذا ) با همان جامهء نجس نماز خواندم ، و سپس يادم آمد كه جامهام آلوده به نجاست بود ، چه كنم ؟ كه اين فرض علم تفصيلى است امام عليه السّلام فرمودند : بايد جامهات را بشوئى و نمازت را اعاده كنى .
پرسيدم : اگر اجمالا بدانم كه خونى به لباسم اصابت كرده است و لكن جاى آن را ندانم ، پس جستجو كرده محل آن را نيابم با همان جامه نماز بخوانم ، ولى پس از نماز محل آن نجاست را بيابم چه ؟ كه اين فرض علم اجمالى است .
امام عليه السّلام فرمودند : بايد نمازت را اعاده كنى و جامهات ( براى اين نماز و نمازهاى بعدى ) بشوئى .
پرسيدم : اگر تنها مظنه يا احتمال اصابت ( نجاست ) بدهم و يقين ( اجمالى و يا تفصيلى ) به آن پيدا نكنم و به دنبال اين احتمال آن را وارسى كرده چيزى نبينم ، پس با همان جامه نماز بخوانم و لكن پس از نماز خون را در آن جامه مشاهده كنم وظيفهام چيست ؟
امام عليه السّلام فرمودند : جامهات را ( جهت نمازهاى بعدى ) بشوى ، و لكن نمازت را اعاده نكن .
پرسيدم چرا نماز را اعاده نكنم ؟ امام عليه السّلام فرمودند زيرا :
هامش
( 1 ) . فى المصدر بدل « بالشك » : « الشكّ » .