كبرى را جانشين آن كنيم ، بلكه فانه على يقين من وضوئه خودش جزا مىباشد . و الّا ؛ يعنى و ان لم يستيقن انه قد نام ، فليبق على وضوئه ، چه پاسخ مىدهيد ؟
مىگوئيم : اين حرف درست نيست و ما ناگزيريم كه در اينجا قائل به همان صغرى و كبرى شده ، آنها را علّت براى جزا و قائم مقام آن قرار دهيم ، نه اينكه مستقيما آن را جزا بدانيم . چرا ؟ زيرا فانّه على يقين ، ظهور در تعليل دارد و نه در امر .
و به عبارت ديگر : معناى فانّه على يقين اين نيست كه او بايد بر روى وضويش باقى بماند ، بخاطر اينكه امر نيست و نفرموده كه فليبق على يقينه بلكه فرموده فانّه على يقين من وضوئه .
* جناب شيخ احتمال دوّم چيست ؟
اين است كه اگر قيد من وضوئه را ملغى نكرده بلكه آن را در صغرى حفظ كنيم ، در اين صورت ( ال ) در كبرى يعنى لا ينقض اليقين ، ( ال ) عهد ذكرى مىشود ، و وقتى ال در اينجا عهدى شد ، ديگر استدلال به اين حديث موهن مىشود . چرا ؟ زيرا در اين صورت بعيد نيست كه حديث تنها به مورد خودش اختصاص داشته باشد .
يعنى : اين فرد يقين به وضو داشته و نبايد يقين به وضو را با شكّ شكست و لذا استفادهء عموم از اين حديث سست مىشود .
* جناب شيخ اگر گفته شود ، و لو ما قيد من وضوئه را در صغرى هم حفظ بكنيم ، ( ال ) ظهور دارد در جنس ، چه ؟
مىگوئيم :
اولا : ( ال ) در هيچيك از معانى خود ظهور ندارد ، و لذا ممكن است عهدى باشد و ممكن است براى جنس باشد و امكان دارد براى استغراق باشد و . . .
ثانيا : برفرض كه ( ال ) فى حد نفسه ظهور در جنس داشته باشد ، و لكن به قرينهء اينكه در صغرى قيد من وضوئه ذكر شده است ، ( ال ) در كبرى مىشود ، عهد ذكرى و لذا :
1 - اگر قيد من وضوئه در صغرى ملغى شود ، چنان كه دو شاهد هم بر اين مطلب ذكر كرديم ، ( ال ) اليقين مىشود ( ال ) جنس و مفيد قاعده كليه است .
2 - و اگر اين قيد ملغى نشود ، ( ال ) در كبرى ، ظهور پيدا مىكند در عهد ذكرى ، و ديگر مفيد قاعدهء كليه نخواهد بود و به مورد وضو اختصاص خواهد داشت .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٩٠