تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
باشد به مورد خودش كه وضو است ؟ يا اينكه نه ، حديث مفيد يك قاعدهء كلّى به ماست ، بدين معنا كه : در هرجا از ناحيهء رافع به شكّ افتادى ، حالت سابقه را استصحاب كن ، چه در وضو باشد ، چه در مالكيت و چه در زوجيت و امثالهم . . . ؟ * پاسخ شيخ به اين سؤال چيست ؟ اين است كه : حديث را مىتوان بر سه‌گونه معنا كرد ، كه در نتيجه بر يك معنا مفيد قاعدهء كليه است ، و بر دو معنا اگرچه مؤيد مطلب ماست و لكن مفيد قاعدهء كليه نيست . * معناى اوّل ايشان از حديث مزبور چيست ؟ اين است كه : و الّا مركب از ان شرطيه و لاى نافيه است و جمله شرطيه مىباشد و معنايش اين است كه : - اگر اين متوضّى يقين حاصل نكرد بر اينكه نومى بر او عارض شده است ؛ در اينجا بلافاصله جاى جزى را خالى ديده ، براى ما سؤال پيش مىآيد كه پس جزاى اين جملهء شرطيه امام كجاست ؟ - ما در پاسخ مىگوئيم : حذف شده است ، يعنى اصل شرط و جزا اين بوده است كه : و ان لم يستيقن انّه قد نام ، فلا يجب عليه الوضوء ، كه جزا حذف است . * كداميك از عبارات حديث بعنوان صغرى و كبرى علّت جزى و قائم مقام آن شده‌اند ؟ 1 - ان لم يستيقن انه قد نام فانّه باق على يقين من وضوئه . ( صغرى ) 2 - و لا ينقض اليقين بالشكّ ابدا . ( كبرى ) فان لم يستيقن انّه قد نام فلا ينقض اليقين بالشكّ . ( نتيجه ) به عبارت ديگر : وقتى گفته مىشود جزاى محذوف ، فلا يجب عليه الوضوء مىباشد ، سؤال مىشود علتش چيست ؟ پاسخ داده مىشود : فانه على يقين من وضوئه . به عبارت ديگر : فرض اين است كه اين شخص به وضو ، يقين داشته است ، كه از فلا ينقض هم مىفهميم كه اين يقين به وضو با شكّ شكسته نمىشود . حال سؤال اساسى در اينجا اين است كه : اين ( ال ) در كبرى يعنى لا ينقض اليقين كه مىگويد : يقين با شكّ ، شكسته نمىشود ، عهد ذكرى است و يا جنس است ؟ به عبارت ديگر : اين يقين در كبراى يقين به چيست ؟ آيا همان يقينى است ك در صغرى ذكر