شده است و مىگويد : فانّه على يقين من وضوئه است كه مىگويد : او يقين به وضو داشته است ، و اين يقين به وضو نبايد با شكّ منتقض بشود ؟ و يا اينكه ( ال ) جنس است ، بدين معنا كه بطور كلّى جنس يقين نبايد با شكّ منتقض شود ؟
* پاسخ شيخ به اين سؤال چيست ؟
مىفرمايد : ما دو شاهد مىآوريم بر اينكه اين ( ال ) ، ال ، جنس است و نه عهد ذكرى .
1 - يكى اينكه عرف از اين صغرى و كبرى ، كلّى مىفهمد ، و لو قيد من وضوئه دارد و فرموده است : انه على يقين من وضوئه .
يعنى : ابتداء به ذهن مىآيد كه چون يقين را با قيد من وضوئه آورده ، پس ( اليقين ) بعدى ، همان يقين به وضوء بوده و ذكرى است . و لكن عرف ان قيد را ملغى حساب مىكند .
به عبارت ديگر : عرف قيد من وضوئه را ملغى كرده و فانّه على يقين ، را ملاك قرار داده مىگويد : و لا ينقض اليقين بالشكّ .
حال : با ملغى شدن قيد ، دو عبارت صغرى و كبرى مفيد قاعدهء كلّى مىشود ، مثل اينكه : به بيمارى بگويند كه چون سرما خوردهاى انار ترش نخور چرا كه براى تو ضرر دارد . عرف ، قيد انار را در اينجا برمىدارد ، چونكه ملاك را ترش بودن آن مىداند .
به عبارت ديگر : عرف مىفهمد كه اين ترشى است كه براى سرماخوردگى بد است ، منتهى از آنجا كه مبتلا به اين شخص انار بوده و بيشتر انار مىخورده است طبيب اسم انار را برده است و الا مرادش ترش بودن است .
حال : در ما نحن فيه نيز چون مبتلا به سائل ، وضو بوده است ، امام عليه السّلام اسم وضو را برده است و گرنه ملاك همان يقين داشتن است ، بدين معنا كه هركجا يقين داشتى ، يقينت را با شكّ نشكن .
ثانيا : اگر ما قيد را الغاء نكرده و آن را هم در صغرى و هم در كبرى ، هر دو حفظ كنيم ، بدين معنا كه ( ال ) را در اينجا ، عهد ذكرى بگيريم و عبارت را اينگونه معنا كنيم كه : چون يقين به وضو داشتى نبايد آن را با شكّ منتقض كنى ، علّت يك حكم تعبّدى خواهد بود .
به عبارت ديگر : اگر اين صغرى و كبرى را علّت براى يك مورد خاص قرار دهيم ، علّت و يا حكم تعبّدى مىشود . يعنى شارع تعبدا مىفرمايد كسى كه وضو دارد ، نبايد آن يقين به وضو را با شكّ از دست بدهد ، و اين تعليل به يك امر تعبّدى است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٨٨