تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
حال وقتى معناى حديث ، سلب جزئى شود ، ديگر به درد ادعاى شما نمىخورد . چرا كه مدعاى شما اين است كه : به حكم حديث لا ينقض ، استصحاب مطلقا حجّت است و در هيچ جائى نمىتوان يقينى را با شكّ نقض كرد و نه در بعضى از جاها و لذا ارادهء عموميت و جنس از ( اليقين ) مبتلاى به اشكال است . بنابراين : بايد عموميت را از ( ال ) در اليقين اراده نمود و از خير اين حديث گذشت . * غرض از ( و فيه : انّ العموم مستفاد من الجنس فى حيّز النفى . . . ) چيست ؟ پاسخ جناب شيخ است به اشكال فوق مبنى بر اينكه : گاهى عموميت در حيّز و دنبالهء نفى است ، يعنى با قطع نظر از حرف نفى ، كلام مفيد عموم است و لكن پس از اينكه حرف نفى بر سر كلام درمىآيد از آن سلب عموميت مىكند مثل لم اخذ كلّ الدّراهم ، كه در اين‌گونه موارد حقّ با شماست . البته ، در اينكه سلب العموم نتيجه‌اش سالبهء جزئيّه است و نه كليه شكى نيست ، و لكن گاهى عموميت به ملاحظهء خود نفى و مستفاد از حرف نفى است . يعنى با قطع نظر از حرف سلب ، اصلا عموميت در كار نيست ، بلكه با آوردن حرف سلب ، عموميت درست مىشود . فى المثل : وقتى مىگوئيم : رجل فى الدّار ، معناى كلام اين است كه : اين طبيعت در خانه وجود دارد لكن اينكه خصوص يك فرد است يا همهء افراد ، هيچ‌يك را دلالت نمىكند . امّا وقتى مىگوئيم : لا رجل فى الدار ، لا نفى جنس ، مستقيما نفى طبيعت كرده و نفى طبيعت به نفى جميع افراد است ، چرا كه الطبيعة تنعدم بانعدام جميع افرادها . و لذا معناى كلام اين مىشود كه هيچ مردى در خانه نيست . بنابراين : در اين‌گونه موارد كه عموميت با خود نفى درست مىشود ، حرف سلب ، بر سلب العموم دلالت ندارد تا نتيجه‌اش سلب جزئى باشد ، بلكه بر عموم السلب و النفى دلالت دارد كه نتيجه‌اش سلب كلّى است . ما نحن فيه از همين قبيل است ، يعنى با قطع نظر از لاء ناهيه و يا نافيه در لا ينقض ، معناى اليقين ، جنس و طبيعت است و كارى به افراد ندارد ، نه عموما كه همه را شامل شود و نه خصوصا كه بعضى را شامل نشود . بله ، هنگامى كه حرف سلب بر سر طبيعت داخل مىشود و سلب طبيعت به سلب جميع افراد است ، عموميت درست مىشود و معناى لا ينقض اليقين بالشك اين مىشود كه : جنس يقين با شكّ قابل نقض نيست ، چه اين جنس در ضمن اين فرد ، يعنى يقين به وضو باشد ، و يا در ضمن افراد ديگر . بنابراين : در اين‌گونه موارد نتيجه سلب كلّى است و به درد مدعاى ما مىخورد .