* نتيجهء اين احتمال اوّل چيست ؟
اين است كه اين حديث تنها به درد باب وضو مىخورد بدين معنا كه يك قاعدهء كليهاى در اين باب به ما مىدهد و آن اين است كه : يقين به وضو را با شكّ نشكن .
و امّا براى ساير ابواب قابل استدلال نيست ، حتى مىتوان گفت كه در باب وضو هم مفيد كليت نمىباشد و تنها آن وضوى مورد سؤال را شامل مىشود ، و حال آنكه هدف ما ، استدلال به اين حديث ، براى مطلق شكّ در رافع است ، چه در وضو و چه در ابواب ديگر از قبيل بقاء ملكيت ، زوجيت و . . .
علىاىحال : جناب شيخ در احتمال اوّل جملهء ( فانّه . . . ) را علّت براى اجزاء گرفت و ( ال ) را نيز براى جنسيت ، و لذا اين حديث براى حجيّت استصحاب در شكّ در رافع حجيّت دارد مطلقا .
* قرائن احتمال دوّم چيست ؟
1 - يكى تبادر است ، يعنى آنچه از اينگونه تعبيرات به ذهن خطور مىكند اين است كه :
خصوص باب وضو ، موضوعيتى ندارد ، بلكه از باب اينكه مبتلا به ، سائل بوده آمده است . مضافا بر اينكه صغراى كلام معمولا و بطور طبيعى كوچكتر از كبرى است . فى المثل : ما از جملهء زيدا لعالم و يا العالم يجب اكرامه ، چيزى جز كليت و تعميم نمىفهميم .
2 - ارتكازى بودن علّت در اينجاست ، چرا كه علّت يا ارتكازى است و يا تعبّدى و از آنجا كه علّت بايد عقلپسند باشد ، اصل در عليّت ، همان ارتكازى بودن است .
حال : اگر ( ال ) در اينجا ، عهدى باشد ، اين علّت ، تعبّدى خواهد بود و لذا معنايش اين مىشود كه خصوص يقين به وضو را نبايد با شكّ نقض نمود . پس اين باب موضوعيت دارد ، و لكن اين خصوصيت چيست ما نمىدانيم .
- و اگر ( ال ) در اينجا جنس باشد ، اين علّت ، ارتكازى خواهد بود و معنايش اين مىشود كه خود شما با عقلتان مىفهميد كه شكّ بما هو شكّ ، نمىتواند ناقض يقين بما هو يقين باشد . و بلاشكّ حمل علّت بر ارتكازى بودن اولويت دارد ، چرا كه مطابق اصل است .
3 - قرينهء مقابله است ، بدين معنا كه مراد از كلمهء ( الشكّ ) در ( و لا ينقض اليقين بالشك ) جنس بوده و مراد از آن مطلق شكّ مىباشد و چه شكّ در وضو و چه در هر امر ديگرى .
و لذا : اگر به قرينهء مقابله ، ( اليقين ) را در برابر ( الشك ) قرار دهيم ، متوجه مىشويم كه مراد از ( اليقين ) جنس اليقين است .
4 - اطلاق اخبار بعدى و بدون قيد بودن آنهاست كه بطور مطلق فرمودهاند : اليقين لا ينقض بالشك و . . . و اين قرينه مىشود بر اينكه مراد از ( اليقين ) در اين حديث شريف ، جنس اليقين باشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٧٢