تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
اينكه جزا محذوف باشد و علّت جانشين آن شده باشد . و لذا معناى فانّه على يقين . . . اين است كه : وضو بر او واجب نيست ، تا قرار دادن آن بعنوان جزا براى شرط صحيح باشد . به عبارت ديگر : چون يقين اولى مقيّد به وضو شده است ، ارادهء جنس از « اليقين » موهن است و ارادهء خصوص يقين به وضو ، از لفظ بعيد نمىباشد . البته با اين احتمال كه جمله فانّه على يقين ، علتى نيست كه جاى جزى نشسته باشد ، بلكه جزى از جملهء و لا تنقض ، استفاده مىشود و عبارت فانّه على يقين زمينه براى جزى است و لذا معناى اين روايت اين مىشود كه : اگر يقين به خواب پيدا نكرده ، داراى يقين به وضوى پيشين خود است ، و لذا بايد بر مقتضاى يقين خودش ثابت بوده و آن را نقض نكند . بنابراين : لا تنقض ، از به منزلهء كبرى بودن خارج شده ، عموميت يقين و ارادهء جنس از آن موهن‌تر مىشود . لكن انصاف اين است كه : با اين احتمال هم ، كلام خالى از ظهور در عموميت نيست . به ويژه با ضميمه كردن اخبار ديگرى كه بعدا مورد بحث قرار خواهد گرفت ، كه آن اخبار بر عدم نقض يقين با شكّ دلالت دارند . 3 - و امّا احتمال سوّم اينكه : ( ان ) حرف شرط و ( لاى ) نافيه ، اشارهء به فعل شرط و جملهء ( لا ينقض اليقين ابدا بالشكّ ) ، جزاء شرط ، و لكن جملهء ( فانّه على يقين من وضوئه ) كه در وسط شرط و جزا قرار گرفته ، از باب توطئه و تمهيد ، يعنى مقدمه‌چينى براى بيان جزا باشد ، تا اينكه جزاى بعدى اوقع فى النفس باشد . * در تنظير و تبيين مطلب فوق مثال بزنيد ؟ فى المثل : شما به اهل خانوادهء خود مىگوئيد : امروز فلان شخص به منزل ما مىآيد ، بدانيد كه فردى عالم و متقى است ، پس بايد اكرامش كنيد . اين عبارت بدانيد كه ، توطئه و يا تمهيدى است براى تبيين جزا كه اكرام باشد . حال : در ما نحن فيه نيز مراد اين است كه : اگر اين فرد يقين به خواب ندارد ، بلكه مجرد شكّ است ، پس يقين قبلى را نشكند ، منتها قبل از اين جزى فرموده است : فانّه على يقين ، يعنى اين شخص بر همان يقين سابق باقى است و چيزى نيامده است تا يقين او را نقض كند . بلكه تنها شكى پيدا شده است كه آن‌هم عند العقلاء ناقضيت ندارد . و لذا نبايد يقين را نقض كرد . نكته : اينكه اين احتمال نيز قرائن و شواهد فراوانى در كلام عرب و غيره دارد كه لازم به ذكر نيست .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 270 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى