البته ، مضمرههاى افرادى چون زراره كه مشغول به جمع و تدوين احاديث بودند و اين كارشان بوده است ، براى ما ارزشمندند .
* مراد از ( انّ جواب الشّرط فى قوله ( ع ) : و الّا فانّه على يقين . . . ) چيست ؟
در حقيقت پاسخ به يك سؤال اساسى است مبنى بر اينكه : جملهء ( و الّا فانّه على يقين من وضوئه ، ) يك جملهء شرطيه است و كلمه ( الا ) در اصل ( ان لا ) بوده است كه ( ان ) از ادوات شرط است و ( لا ) نافيه اشاره دارد به فعل شرط كه به قرينه ما قبلش معلوم مىشود . چرا ؟ چون قبل از ان فرمودند : حتى يستيقن انه قد نام ، كه مراد از اين ( لا ) اين است كه : لا يستيقن انّه قد نام ، و لكن بفرمائيد جزاى اين شرط چيست ؟
و لذا شيخنا در توضيح اين روايت احتمالاتى را ذكر فرموده كه عبارتند از :
1 - اينكه جزاى اين شرط ، يعنى و ان لم يستيقن انّه قد نام ، فهو باق على وضوئه مىباشد كه محذوف است و عبارت ( فانّه على يقين من وضوئه ) كه علّت جواب است بجاى جواب نشسته و جانشين آن شده است ، چرا كه در روايت دلالتى بر اين جانشينى وجود دارد ، و لذا خود آن جمله را جزا قرار دادن ، تكلف و زحمت بىدليل است ، مضافا بر اينكه جانشين شدن علّت بهجاى جزا از امورى است كه در قرآن فراوان است .
به عبارت ديگر مجموعهء : فانّه على يقين من وضوئه به عنوان صغرى و لا ينقض اليقين ابدا بالشك به عنوان كبرى ، علّت جزاى شرطاند كه قائم مقام آن جزا شدهاند .
به عبارت ديگر اصل عبارت اينگونه بوده است كه : و ان لم يستيقن انّه قد نام فلا يجب عليه الوضوء ، لانّه كان على يقين من وضوئه ، فشكّ و لا ينقض . . . .
يعنى اگر يقين به نوم ندارد ، پس وضو بر او واجب نيست ، چرا كه چيزى نيامده كه وضو را از بين ببرد ، تنها شكّ آمده است كه آنهم عند جميع العقلاء قابليت از بين بردن يقين را ندارد .
پس شكّ كرده است و لكن يقين با شكّ نقض نمىشود .
* آيا حذف جزاء و قيام علّت بعنوان قائم مقام آن در قرآن وجود دارد ؟
بله ، نمونههاى بيشمارى از اين نمونه در قرآن وجود دارد كه براى نمونه به هفت آيه از قرآن كريم اشاره مىكنيم كه در همهء آنها جزاء شرط حذف شده و علّت جزا جانشين جزا شده است .
مثل :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٦٧