تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
1 - و ان تجهر بالقول ، ( فتتعب نفسك مثلا ) فانّه يعلم السّرّ و أخفى . « 1 » 2 - و ان تكفروا ( فلن يضرّوا اللّه شيئا مثلا ) فانّ الله غنى عنكم . « 2 » 3 - و من كفر ، ( فلن يضر اللّه مثلا ) فانّ ربّى غنىّ عن العالمين . « 3 » 4 - فان يكفر بها هؤلاء ( فلا تعطل مثلا ) فقد وكّلنا بها قوما ليسوا بها بكافرين . « 4 » 5 - و ان يشرق ( فلا تعجب مثلا ) فقد سرق اخ له من قبل . « 5 » ترجمه

( احتمال دوّم )

2 - احتمال ديگر اينكه : اين سخن امام عليه السّلام كه فرمود : فانّه على يقين ، علتى كه قائم مقام جزاست نباشد ، بلكه جزى ، از اين سخن امام كه فرمود : و لا ينقض اليقين ابدا بالشكّ ( يعنى كبرى ) استفاده شده است . و اين سخن امام كه مىفرمايد : فانّه على يقين ، زمينه و مقدمه‌چينى براى آن ( جزى ) باشد ، تا معناى آن اين بشود كه : اگر اين آدم يقين به نوم نداشت ، بخاطر اينكه يقين داشته به وضوى قبلى ، پس بماند بر مقتضاى همان يقينش و آن را منتقض نكند ( كه اگر چنين بشود ) پس اين سخن امام كه مىفرمايد : لا ينقض ، از اينكه به منزله كبراى كلّى باشد خارج مىشود ( يعنى ديگر لا ينقض كبراى كلّى نخواهد بود ) . در نتيجه : عموميت يقين و اراده كردن جنس از ( ال ) سست‌تر است . ( يعنى همان‌طور كه اگر قيد من وضوئه را در صغرى حفظ كنيد ( ال ) در اليقين در كبرى جنس بودنش سست و موهن است ، اگر هم صغرى را مقدمه‌چينى بگيريد و كبرى را از خود جزى ، عمومى بودن آن سست‌تر است ) امّا انصاف اين است كه : اين كلام ( يعنى اين صغرى و كبرى ) مع ذلك ( با اينكه احتمال دوّم و سوّم تا حدودى مضر به استدلال‌اند ) خالى از ظهور در احتمال اوّل نيست ، به ويژه با ضميمه شدن اخبار ديگرى كه مىآيد ( و اين اخبار ) متضمّن ( اين قاعدهء كلّى يعنى ) عدم نقض يقين با شك‌ّاند .
هامش
( 1 ) . طه : 7 . ( 2 ) . زمر : 7 . ( 3 ) . آل عمران : 97 . ( 4 ) . انعام : 89 . ( 5 ) . يوسف : 77 .