اينكه ايشان مىگويد : علماء اجماع دارند بر اينكه عند الشك فى الرافع يجرى الاستصحاب اين همان ادعاى شيخ و پيروان اوست .
* نظر شيخ در رابطهء با ادعاى صاحب مبادى در اينجا چيست ؟
اين است كه : صاحب مبادى با اين دليل كه اجماع العلماء به اينكه عند الشك فى الرافع اجراى استصحاب است ، نمىتواند اثباتكنندهء حجيّت مطلق الاستصحاب باشد .
به عبارت ديگر : درست است كه مدعاى ايشان حجيّت مطلق استصحاب است ، لكن بيان مزبور اخص از مدعا بوده و تنها باب شكّ در رافع را در برمىگيرد .
* پس دليل صاحب مبادى در حجّت بودن استصحاب در شكّ در مقتضى چيست ؟
از راه ملازمه و تنقيح مناط وارد شده است و خواسته است كه تكليف باب شكّ در مقتضى را روشن كند و لذا مىگويد : مناط حجيّت استصحاب در باب شكّ در رافع ، همان ارزشمندى حالت سابقه است ، همين مناط در شكّ در مقتضى نيز وجود دارد ، پس در آنجا نيز بايد استصحاب حجّت باشد .
به عبارت ديگر شيخ مىفرمايد : شما كه مىگوئيد علماء اجماع دارند بر اينكه عند الشك فى الرافع ، يجرى الاستصحاب ، بله ما هم مدّعى همين اجماع هستيم ، لكن ملازمهاى بين اين دليل با مدعاى شما كه مىگوئيد : الاستصحاب حجة مطلقا حتى فى الشك فى المقتضى وجود ندارد ، مضافا بر اينكه برخى از علما نيز اجماع مزبور را در شكّ در وجود رافع ادعا كردهاند .
2 - صاحب النهاية مىگويد : تمام فقهاء با وجود اختلافنظرهائى كه دارند در ما نحن فيه متفقاند بر اينكه : هرگاه در زمان سابق نسبت به حصول چيزى يقين حاصل نموديم و لكن در زمان لا حقّ شكّ نموديم كه آيا مزيلى آمده است تا آن چيز را برداشته باشد يا نه ؟ برطبق همان متيقّن سابق عمل مىكنيم ، كه اين همان استصحاب است .
- بنابراين به نظر ايشان نيز جريان استصحاب در باب شكّ در رافع اجماعى است .
3 - تصريح صاحب معالم و فاضل جواد به اينكه : محقّق اوّل از رأى اولش عدول كرده و منكر استصحاب شده است ، و اين حكم از جانب اين دو بزرگوار شهادتى است بر اينكه باب شكّ در رافع محل نبود ، و بالاجماع استصحاب در آن جارى مىشود .
* پس غرض شيخ از ( الّا انّ فى صحة هذه الشهادة نظر . . . ) چيست ؟
اعتراض شيخ ( ره ) است به شهادت مزبور مبنى بر اينكه : در باب شكّ در رافع نيز برخى منكر استصحاباند و لذا اين باب نيز محل نزاع است . فى المثل :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 259
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٥٩