به هنگام خروج از خانه وضو گرفته متطهر شديد ، لكن ساعتى بعد براى شما شكّ حاصل مىشود كه آيا حدثى اعمّ از ريح المعدة و يا بول از شما خارج شده است تا رافع اين طهارت باشد يا نه ؟
امّا گاهى شكّ ما در وجود رافع نيست ، بلكه در رافعيت امر موجود است بدين معنا كه چيزى موجود شده است لكن ما نمىدانيم اين شىء موجود رافعيت دارد يا نه ؟
* علّت اينكه ما شكّ مىكنيم كه آيا اين امر موجود رافعيت دارد يا نه چيست ؟
1 - گاهى علتش اين است كه آن مستصحب سابق كه اكنون مىخواهيم آن را استصحاب كنيم ، وضعيتش روشن نيست كه آيا با اين امر موجود مرتفع مىشود يا نه ؟
فى المثل : ما در روز جمعه نمىدانستيم كه نماز ظهر بر ما واجب است يا نماز جمعه ؟ و لذا اشتغال ذمهء ما به نماز باقى است ، يا ظهر و يا جمعه .
فرض كنيد كه ما نماز ظهر را بجا آورديم ، لكن شكّ كنيم كه آيا اشتغال ذمّه ما به نماز بر طرف شده است يا نه ؟ اين را شكّ در رافعيت امر محقّق و موجود گويند .
به عبارت ديگر : ما نمىدانيم كه آيا اين عملى كه به نام نماز ظهر انجام داديم ، قدرت و سمت رافعيت از آن اشتغال را دارد يا نه ؟ چرا كه نمىدانيم آيا اشتغال ذمّه ما نسبت به ظهر بوده است يا جمعه ؟ يعنى وضعيت آن چيزى كه مىخواهيم راجع به آن استصحاب جارى كنيم روشن نيست و لذا وضع اين نمازى هم كه خوانديم براى ما روشن نيست كه آيا رافعيت دارد يا نه ؟
2 - گاهى هم شكّ ما در رافعيت آن امر موجود ، بخاطر شكّ در صفت موجود در آن است ، يعنى شكّ داريم كه آيا شارع به اين امر موجود سمت رافعيت داده است يا نه ؟
فى المثل : شما قبلا وضو گرفته متطهر شديد ، پس از وضو ، مقدارى مذى از شما خارج مىشود لكن شما نمىدانيد كه اين رطوبت خارجشده رافعيت دارد يا نه ؟ به تعبير ديگر نمىدانيد كه شارع به اين مذى مثل بول ، سمت رافعيت داده است يا نه ؟
3 - و يا اينكه شكّ ما در رافعيت موجود بخاطر اشتباه در مصداق است .
فى المثل : شما مىدانيد كه بول ناقض وضو است و مثلا مذى ناقض وضو نيست ، در عين حال رطوبتى از شما خارج شده است و لكن شما نمىدانيد كه اين رطوبت مصداق بول است و يا مصداق مذى ؟ بنابراين اگر شما شكّ دارى كه اين رطوبت موجود رافعيت دارد يا نه ؟ بخاطر اين است كه شكّ دارى و نمىدانى كه آيا مصداق بول است يا مذى ؟
پس : شكّ شما ، شكّ در مصداقيت هذا الموجود است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤٧