4 - گاهى هم شكّ ما در رافعيت الموجود ، به لحاظ تردّد در مفهوم است .
فى المثل : شما مىدانيد كه خواب باطلكنندهء وضو است و لكن خواب مفهوما در نظر شما مشتبه است ، چرا كه نمىدانيد آيا شامل چرت زدن هم مىشود يا نه ؟
علىاىحال : شكّ در رافع بر پنج قسم است ، كه يكى مربوط به وجود رافع است و چهار قسم مربوط به شكّ در رافعيت امر موجود است .
* با توجّه به آنچه گذشت مراد شيخ از ( و لا اشكال فى كون ما عد الشك . . . ) چيست ؟
اين است كه : هم شكّ در وجود رافع محل اختلاف است ، هم شكّ در وجود مقتضى ، اگرچه برخى مثبتين خيال كردهاند كه شكّ در مقتضى محل اختلاف نيست ، بدين معنا كه استصحاب به هنگام شكّ در مقتضى قطعا جارى نمىشود .
الحاصل : در اينجا نيز هم منكر مطلق وجود دارد ، هم مثبت مطلق و هم مفصّل .
* مفصّل چه مىگويد ؟
مىگويد : اگر شكّ ما شكّ در رافع بود ، يجرى الاستصحاب در هر پنج قسم و لكن اگر شكّ ما شكّ در مقتضى بود ، الاستصحاب لا يجرى .
امّا محقّق خوانسارى مىگويد : اگر شكّ ما در وجود رافع بود ، در يك قسم از آن پنج قسم ، استصحاب جارى مىشود و لذا اگر شكّ ما در رافعيت الموجود بود ، استصحاب در هيچيك از 4 صورتش اجرا نمىشود .
البته ، برخى هم گفتهاند تنها در دو صورت استصحاب جارى مىشود : يكى در شكّ در وجود رافع و يكى در شكّ در رافعيت الموجود آنهم در جائى كه ترديد در مصداق بوده و شبهه مصداقيه است .
* جناب شيخ مختار شما كدام قول از اقوالى است كه در رابطهء با استصحاب مطرح نموديد ؟
مختار ما قول نهم است و حاصل و خلاصهء آن اين است كه :
1 - اگر شكّ ما در وجود رافع بود ، بدين معنا كه مستصحب ما به حسب دليل استعداد بقاء دارد ، و لكن شكّ ما در اين است كه آيا حادثه و يا به تعبير ديگر رافعى بوجود آمده است يا نه ؟ و يا اگر بوجود آمده شكّ ما در رافعيت آن امر موجود باشد با اقسامى كه در آن متصور است ، در چنين جائى ما حقّ داريم كه استصحاب جارى كنيم مطلقا ، چه جزئى باشد و چه كلّى ، چه موضوع خارجى باشد و چه . . .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤٨