تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
طهارت سابق را . پس به نظر ايشان استصحاباتى كه محل نزاع و اختلاف‌اند استصحابات در احكام‌اند و نه در موضوعات . * جناب شيخ از كجا مىگوئيد كه مرحوم استرابادى استصحاب در شبهات موضوعيّه را مسلّم گرفته و استصحاب در شبهات حكميّه را محل نزاع قرار داده ، درحالىكه ايشان از شبهات موضوعيّه اسمى نبرده است ؟ آيا مىشود گفت كه مراد ايشان اين بوده است كه هركجا در وجود رافع شكّ كرديم ، استصحاب جارى مىشود و آنجا كه شكّ ما در مقتضى بود مثل بقاء تغيّر مذكور محل اختلاف است ؟ بله ، اگر آن مثال ليل و نهار در ميان مثالهايش نبود ، مىشد به احتمال مزبور فكر كرد و روى بقيه مثالها به چنين قضاوتى نشست كه نظر ايشان اين بوده است كه بايد شكّ در رافع را مسلّم گرفت چونكه در مسئله نسخ ، شكّ ما ، شكّ در وجود رافع است و يا شكّ ما در مالكيت زيد ، و يا زوجيت او هريك شكّ در رافع است و هكذا . . . امّا شكّ در بقاء ليل و نهار يعين شكّ در زمان و قابليت بقاء و نه شكّ در رافع . از قبيل شكّ در مقتضى است ، چرا كه روز يك حد معينى دارد ، آن حد معين كه تمام شد ، روز هم تمام مىشود ، همين‌طور شب ، ديگر استعداد بقاء و روز بودن يا شب بودن را ندارند . پس : مراد استرابادى اين بوده است كه اگر در قسمت احكام شكّ كردى كه حكم خدا باقى است يا نه ؟ تنها در يك جا استصحاب مسلم است و آن استصحاب عدم نسخ است . امّا : استصحاب در شبهات موضوعيّه را مسلّم و در همهء موارد جارى مىداند و لذا اين مقوله را خارج از محل نزاع مىداند . * سخن ايشان در فوائد المدينه چيست ؟ در اين رابطه عبارتى دارد كه صريح‌تر از عبارت فوق است و آن اين است كه مىگويد : استصحابى كه محل خلاف است ، يعنى برخى جريان آن را قبول دارند و برخى نه ، منحصر است به آنجائىكه حكمى از طرف شارع در موردى وارد شده ، پس از آن تغييراتى حادث شده و ما شكّ مىكنيم كه آيا با وجود اين تغييرات ، باز هم حكم خدا باقى است يا نه ؟ فى المثل : شخصى وضو گرفته ، متطهر شده است ، سپس از او مذى خارج شده ، حال شكّ مىكند كه آيا طهارتش باقى است يا نه ؟ سخن ايشان اين است كه : در پاسخ به چنين امورى است