1 - اگر ما استصحاب را من باب تعبّد يعنى از باب اخبار لا تنقض حجّت بدانيم ، اخبار لا تنقض ، شامل هر سه حالت و يا احتمال مىشود ، چرا كه اين اخبار مىگويند : مادامىكه يقين به ارتفاع حالت سابقه ندارى ، طبق حالت سابقه رفتار كن و لو ظنّ بر خلاف داشته باشى .
* مرادتان از ظنّ بر خلاف چگونه ظنى است ؟
ظنّ غير معتبر است . مثل قول واحد ، قول صبى ، و نه ظنّ معتبر كه خود دليل است و حاكم بر اصول مىباشد .
2 - و اگر استصحاب را از باب اماره و يا ظنّ مطلق به بقاء حجّت بدانيم اعمّ از اينكه ظنّ ما نوعى باشد و يا شخصى ، باز هم شامل هر سه حالت مىشود . يعنى حتى در آنجا كه ظنّ بر خلاف هم وجود دارد ، استصحاب جارى مىشود .
* ولى جناب شيخ شما استصحاب را از باب ظنّ به بقاء حجّت مىدانيد و حال آنكه ممكن است مكلّف ظنّ به ارتفاع داشته باشد ، چگونه مىفرمائيد استصحاب در آن جارى مىشود ؟
بله ، ممكن است يك مكلفى در اينجا ظنّ به ارتفاع داشته باشد و لكن نوع مردم در اين مطلب ظنّ به بقاء دارند و لذا چون نوع مردم در نوع موارد ، ظنّ به بقاء دارند ، استصحاب از باب ظنّ مطلق ، حجّت است و لو در يك موردى ظنّ غير معتبر بر خلاف هم وجود داشته باشد .
البته : اگر كسى استصحاب را من باب ظنّ شخصى حجّت بداند ، در دو مورد است كه حقّ اجراى استصحاب دارد :
- يكى در جائى كه ظنّ به بقاء دارد ، يكى در مورد شكّ متساوى الطرفين . چرا ؟ زيرا : شكّ متساوى الطرفين نيز تبديل مىشود به همان ظنّ به بقاء و لذا در يك جا نمىتواند استصحاب جارى كند ، و آن در جائى است كه ظنّ بر خلاف داشته باشد .
* جناب شيخ سومين وجه و يا تقسيم استصحاب به اعتبار شكّ لا حقّ در بقاء مستصحب چيست ؟
اين است كه وقتى ما در بقاء يك شىء شكّ مىكنيم : گاهى شكمان از جهت وجود رافع است ، و گاهى از جهت اقتضاء و استعداد ذاتى مستصحب .
* شكّ در وجود رافع خود بر چند قسم است ؟
بر پنج قسم است و يا به تعبير ديگر پنج جور قابل تصوّر است :
1 - گاهى شكّ ما در وجود خود رافع است بدين معنا كه آيا رافعى آمده است يا نه ؟ فى المثل :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤٦