را .
و يا در كلمات مثبتين استصحاب آمده است كه استصحاب حجّت است و اساسا بقاء نظم عالم بر پايهء استصحاب است و حتى مشى مردم در معاش و معادشان روى استصحاب است . فى المثل :
فلان كشاورز امروز به آن زمينى مىرود كه ديروز از آن به خانهاش آمد ، چرا كه استصحاب مىكند بقاء آن را و هكذا . . . و اينگونه امور مربوط به شبهات موضوعيّه است .
پس : استصحاب هم در شبهات موضوعيّه و هم در شبهات حكميّه هر دو محل نزاع و اختلاف بوده است .
* نظر اخباريين در اين مسئله چيست ؟
اخباريها معتقدند كه نزاع در اينجا منحصر است به شبهات حكميّه و لذا شبهات موضوعيّه خارج از بحثاند . چرا كه اجراى استصحاب در آنها مسلّم و قطعى است . فى المثل : مرحوم استرابادى مىگويد : ما دو تا استصحاب داريم كه جاى حرف و بحث ندارند :
1 - يكى آنجاى است كه اگر شكّ شود كه آيا فلان حكمى كه قبلا در اسلام بوده است ، اكنون نسخ شده است يا نه ؟ تمام علماء اجماع دارند بر عدم نسخ تا اينكه يقينا ناسخى وارد شده و آن حكم را نسخ نمايد .
به عبارت ديگر : فلان حكم بود و نسخ نشده بود ، اگر شكّ كردى كه آيا اكنون نسخ شده است يا نه ؟ مىگويند استصحاب كن عدم نسخ را تا اينكه يقين به ورود ناسخ حاصل كنى .
2 - يكى هم استصحاباتى است كه مردم در زندگى دنيوى و اخرويشان اجراء مىكنند .
فى المثل :
- فلانى مالك فلان زمين بود ، آيا اكنون هم مالك آن هست يا نه ؟ استصحاب مىكنند مالكيت او را و هكذا . .
جناب محدث سپس مىگويد : و لكن اگر در مورد حكمى از احكام شكّ كردى حقّ استصحاب ندارى فى المثل : اين آب متغير شده بود ، و در اثر تغيرش متنجس شده بود ، اكنون آب تغيّر من قبل نفسه از بين رفته است ، آيا آن نجاست از بين رفته است يا نه ؟ حقّ ندارى استصحاب كنى بقاء نجاست را .
و يا فى المثل : وضو گرفته بودى و در اثر وضو متطهر شده بودى ، اكنون شكّ مىكنى كه طهارت تو باقى است و يا اينكه در اثر حدث از بين رفته است ؟ حقّ ندارى استصحاب كنى بقاء
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤٣