خير ، نمىتوانى ، چرا ؟ زيرا وقتى عقل حكم كرد ، شرع هم به تبع آن حكم مىكند و لذا وقتى شدى ذاكر ، نه حكم عقل را مىتوانى استصحاب كنى و نه حكم شرع را كه تابع حكم عقل است .
بخاطر اينكه موضوع در دو قضيه عوض شده است ، در يكى نسيان و در جاى ديگر ذكر و التفات است .
* جناب شيخ اگر گفته شود كه ما جائى سراغ داريم كه استصحاب عدم جارى شده و نامش هم استصحاب حال عقل است چه ؟ اگر بپرسيد كجا ؟ مىگوييم آنجا كه وقتى شما صبى بوديد مكلّف به تكليف نبوديد ، اكنون بالغ و عاقل شدهايد و ما شكّ داريم كه آيا اكنون مكلف به تكليف شدهايد يا نه ؟
برخى استصحاب مىكنند عدم تكليف در حال صغر را . كه اين همان استصحاب برائت اصليه است ؟
خير ، مطلب از اين قرار نيست كه شما فرموديد ، چونكه ما در حال صغر يك عدم شرعى داريم و يك عدم عقلى ، لكن عدم شرعى مستند به عدم عقلى نيست ، و هريك حساب جداگانهاى دارد ، به عبارت ديگر : در مورد صغير ، يك عدم تكليف عقلى وجود دارد و يك عدم تكليف شرعى كه اين دومى مستند به آن اولى نيست .
و لذا : وقتى صغير بالغ مىشود و ما شكّ مىكنيم كه آيا مكلّف به تكليف شده است يا نه ؟
نمىتوانيم عدم تكليف عقلى در زمان صغر را استصحاب كنيم ، بلكه مىتوانيم عدم تكليف شرعى را استصحاب كنيم .
* جناب شيخ مرادتان از اين مطلب چيست ؟
اين است كه انسان در حال صغر :
1 - عقلا به هيچ تكليفى مكلّف نيست ، چرا كه صبى مميّز نيست و تكليف غير مميّز قبيح است و لذا اگر مميّز بشود تكليفش قبيح نخواهد بود .
پس : عدم تكليف عقلى ، موضوعش عدم تميز است .
2 - شرعا هم تكليف ندارد ، چرا كه عند الشارع تا بالغ نشود تكليفى ندارد و لو مميّز شده باشد - و لذا تكليف بر او قبل از بلوغ قبيح است .
پس : عدم تكليف شرعى ، موضعش عدم بلوغ است ، چه صبى مميّز شده باشد و چه نه .
به عبارت ديگر : عدم تكليف عقلى در صورتى وجود دارد كه صغير مميّز نشده و لكن وقتى مميّز بشود اين عدم تكليف عقلى از بين مىرود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤١