تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
خير ، نمىتوانى ، چرا ؟ زيرا وقتى عقل حكم كرد ، شرع هم به تبع آن حكم مىكند و لذا وقتى شدى ذاكر ، نه حكم عقل را مىتوانى استصحاب كنى و نه حكم شرع را كه تابع حكم عقل است . بخاطر اينكه موضوع در دو قضيه عوض شده است ، در يكى نسيان و در جاى ديگر ذكر و التفات است . * جناب شيخ اگر گفته شود كه ما جائى سراغ داريم كه استصحاب عدم جارى شده و نامش هم استصحاب حال عقل است چه ؟ اگر بپرسيد كجا ؟ مىگوييم آنجا كه وقتى شما صبى بوديد مكلّف به تكليف نبوديد ، اكنون بالغ و عاقل شده‌ايد و ما شكّ داريم كه آيا اكنون مكلف به تكليف شده‌ايد يا نه ؟ برخى استصحاب مىكنند عدم تكليف در حال صغر را . كه اين همان استصحاب برائت اصليه است ؟ خير ، مطلب از اين قرار نيست كه شما فرموديد ، چونكه ما در حال صغر يك عدم شرعى داريم و يك عدم عقلى ، لكن عدم شرعى مستند به عدم عقلى نيست ، و هريك حساب جداگانه‌اى دارد ، به عبارت ديگر : در مورد صغير ، يك عدم تكليف عقلى وجود دارد و يك عدم تكليف شرعى كه اين دومى مستند به آن اولى نيست . و لذا : وقتى صغير بالغ مىشود و ما شكّ مىكنيم كه آيا مكلّف به تكليف شده است يا نه ؟ نمىتوانيم عدم تكليف عقلى در زمان صغر را استصحاب كنيم ، بلكه مىتوانيم عدم تكليف شرعى را استصحاب كنيم . * جناب شيخ مرادتان از اين مطلب چيست ؟ اين است كه انسان در حال صغر : 1 - عقلا به هيچ تكليفى مكلّف نيست ، چرا كه صبى مميّز نيست و تكليف غير مميّز قبيح است و لذا اگر مميّز بشود تكليفش قبيح نخواهد بود . پس : عدم تكليف عقلى ، موضوعش عدم تميز است . 2 - شرعا هم تكليف ندارد ، چرا كه عند الشارع تا بالغ نشود تكليفى ندارد و لو مميّز شده باشد - و لذا تكليف بر او قبل از بلوغ قبيح است . پس : عدم تكليف شرعى ، موضعش عدم بلوغ است ، چه صبى مميّز شده باشد و چه نه . به عبارت ديگر : عدم تكليف عقلى در صورتى وجود دارد كه صغير مميّز نشده و لكن وقتى مميّز بشود اين عدم تكليف عقلى از بين مىرود .