عدم تكليف شرعى هم در صورتى وجود دارد كه صغير بالغ نشده است و لو مميّز باشد و لكن وقتى بالغ شود اين عدم تكليف شرعى از بين مىرود .
بنابراين : اگر صغيرى مميّز شد ، و شما شكّ كرديد كه مكلّف به تكليف شده است يا نه ؟ ما عدم تكليف شرعى را استصحاب مىكنيم و نه عدم تكليف عقلى را .
* جناب شيخ تقسيم استصحاب به اعتبار شكّ لا حقّ در بقاء موضوع چيست ؟
اين تقسيم نيز از وجوه مختلفى است :
1 - يكى از اين وجوه عبارتست از اينكه منشا شكّ ما در بقاء امر سابق :
- گاهى امور خارجيه است ، چرا كه امور خارجيه با هم اشتباه مىشوند ، كه همان شبههء موضوعيّه است . مثل مشتبه شدن آب پاك با آب نجس ، يا مشتبه شدن خل و خمر .
- و گاهى مشتبه شدن حكمى است كه از شارع صادر شده است كه در مباحث و دروس گذشته گفته شد كه يا بخاطر فقدان نصّ است و يا بخاطر اجمال نصّ است و يا تعارض نصّين ، كه همان شبههء حكميّه است .
حال : شبههء موضوعيّه خود بر دو نوع است : گاهى شكّ ما در حكم جزئى شرعى است و اخرى شكّ ما در موضوع خارجى است . فى المثل :
1 - يك وقت شما شكّ مىكنيد كه آيا زيد زنده است يا مرده ، كه اين حيات و ممات زيد موضوعى است خارجى .
2 - يك وقت هم شكّ مىكنيد كه آيا اين ظرف آبى كه قبلا پاك بود ، اكنون هم پاك است يا نه ؟ كه در اينجا استصحاب مىكنيم طهارت و پاكى اين آب را .
* نظر جناب شيخ در اين رابطه چيست ؟
على الظاهر ، استصحاب هم در شبهات موضوعيّه محل بحث است و هم در شبهات حكميّه ، چرا كه با دقت نظر در كلام حضرات ، چه مثبتين و چه منكرين ، متوجه مىشويم كه هر دو طرف استصحاب در شبهات موضوعيّه ، مورد و محل بحث است .
فى المثل : در كلمات منكرين استصحاب آمده است كه پس از آنى كه زيد از ديد شما غايب شد و شما شكّ كرديد كه او زنده است يا نه ؟ حقّ نداريد حيات او را استصحاب كنيد .
و يا فى المثل : در مورد فلان شهرى كه در ساحل فلان دريا ساخته شده است ، اگر پس از طوفان حادثشده شكّ كرديد كه اكنون بقاء دارد يا نه ؟ حقّ نداريد استصحاب كنيد بقاء آن شهر
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤٢