حرمت شرعيّه را مىتوان استصحاب كرد و حال آنكه موضوع در هر دو يكى است و اين حرمت شرعيّه از همان قبح عقليّه كشف شد ؟
بله ، حقّ با شماست ، يعنى در هر حكم شرعى كه به تبع حكم عقل پيدا شود ، استصحاب در آن جارى نمىشود . امّا چه كسى گفته است كه قبح عقلى استصحاب نمىشود و لكن حرمت شرعى استصحاب مىشود ؟ خير ، اينكه ما گفتيم استصحاب در احكام شرعيّه جارى مىشود مرادمان احكام شرعيّه مستقله است يعنى احكامى كه تابع احكام عقليّه نباشند .
* جناب شيخ به اين نتيجه رسيديم كه استصحاب در احكام عقليّه و در احكام شرعيّه تابعه يعنى غير مستقلّه جارى نمىشود . بفرمائيد منظورتان استصحاب وجودى است و يا عدمى ؟
فرقى نمىكند ، چه استصحاب وجودى باشد مثل همان قبح تصرّف در ملك غير به غير اذنه و يا قبح صدق ضارّ و چه عدمى باشد مثل اينكه شما در حين نماز فراموش مىكنيد كه سوره بخوانيد در اين صورت يعنى در حال نسيان و غفلت مكلّف به سوره نيستى ، چرا كه عقلا تكليف ناسى قبيح است و بر مبناى ملازمه تكليف او بر سوره ، شرعا هم حرام است .
حال : اگر در حين نماز و يا پس از نماز ملتفت و متوجه شديد كه سوره را فراموش كردهاى ، محل آنهم گذشته است ، شكّ مىكنيد كه آيا اعاده بر شما لازم است تا نماز با سوره بخوانيد يا نه ؟
1 - برخى گفتهاند كه بله اعاده واجب است چرا كه مأمور به با مأتى به تطابق ندارد يعنى : نماز با سوره بر تو واجب بوده و حال آنكه تو نماز بدون سوره خواندهاى .
2 - برخى هم گفتهاند ، كه خير اعاده واجب نيست . چرا ؟ زيرا آنگاه كه ناسى بوديد سوره بر شما واجب نبود .
پس از التفات اگر شكّ كنيد كه آيا سوره بر شما واجب شده يا نه ؟ استصحاب مىكنيد عدم وجوب سوره را .
* جناب شيخ آيا استصحاب عدم وجوب در اينجا براى اثبات عدم وجوب اعاده صحيح است ؟
خير ، به نظر ما در اينجا استصحاب صحيح نيست . چرا كه اين عدم وجوب در حال نسيان ، حكم عقل است و چنان كه گفتيم غير قابل استصحاب .
به عبارت ديگر : آنجا كه سوره بر من واجب نبود ناسى بودم ، و حال آنكه اكنون ذاكر هستم .
* جناب شيخ عدم وجوب عقلى را نمىتوانيم استصحاب كنيم ، عدم وجوب شرعى را چطور ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 240
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤٠